غايب نشود ؛ زيرا كه حجاب نيست بين النّور و القوى البدنيّة اصلا ، و الثانى باطل ؛ زيرا كه صورت زيد مثلا در خيال حاصل مىشود در يك زمان و در زمان ديگر غايب شدن آن صورت از خيال ؛ [ و ] انسان نمىيابد در ذات خود آن صورت را [ كه ] مدرك او بود ، اصلا . و چون صور خيالى بالكليّه محو مىشود پس معلوم شد كه در قواى بدنيه حاصل نشده بود و محفوظ نبود و گنجايش دارد كه گفته شود كه خيال قابل صور حس مشترك است نه حافظهء آن صور ؛ و از عدم حفظ عدم قبول لازم نمىآيد ، زيرا كه آن صور از خيال به سرعت زايل مىشود به سبب فرط رطوبت خيال ؛ و قابل حفظ محتاج است به فرط يبوست . و جواب اين است كه در اين شك نيست كه يك قوت ديگر غير از حس مشترك موجود است كه تخيل صور مىكند ، و ليكن كلام در اين است كه آن صور در آن قوت محفوظ نمىباشد تا هرگاه نفس ارادهء ادراك آن صور بكند در آن قوه ادراك مىكرده باشد ؛ بلكه آن صور از انوار اسفهبديهء فلكيه فايض مىشود و آن قوت قبول آن صورت مىكند ؛ و آن قوت را به اعتبارات مختلفه ، اسامى متعدده ، حاصل شده است ؛ چنانچه مذكور خواهد شد ، انشاء اللّه تعالى . قوله : بل اذا أحسّ الانسان بشىء ما يناسبه ، او تفكّر فيه . . . ينتقل فكره الى زيد فيحصل له استعداد استعادة صورته [ [ زيد ] ] « 1 » من عالم الذّكر . و المعيد . . . أنّما هو النّور المدبّر . « 2 » و چون باطل شد وجود و حفظ صورت زيد در خيال پس مىگويم كه حق اينست كه وقتى انسان شخصى مناسب زيد را احساس نمود يا تفكر كرد در شىء مناسب زيد ، انتقال مىكند فكر او به جانب زيد ، پس انسان را استعداد استفاده صورت زيد از عالم انوار اسفهبديهء فلكيه حاصل مىشود و نور مدبّر كه از عالم انوار است به سبب مناسبت كه از انوار اسفهبديهء فلكيه دارد ، از فيوض وارده از آن انوار مستفيد مىگردد . قوله : و أثبت بعض النّاس فى الانسان قوة وهميّة هى الحاكمة فى الجزئيات ، و اخرى [ هى ] متخيّلة لها التفصيل و « 3 » التّركيب ، و أوحب أنّ محل [ هما ] التجويف الاوسط . و لقائل أن يقول : الوهم بعينه هو المتخيّلة ، و هى الحاكمة و المفصلة و المركّبة . « 4 » بيان حقيقت واهمه و متخيله مذكور شده است و به تكرار حاجت نيست . و مصنف مىفرمايد كه مىتواند بود كه از يك قوت اعمال مختلفه صادر مىشده باشد . قوله : و دليلك على تغاير القوى إمّا اختلال بعضها مع بقاء بعض أو اختلاف المواضع « 5 »
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 136
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص١٣٦
هامش
( 1 ) شيرازى ، ص 466 ، س 19 .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 209 ، س 3 الى 6 .
( 3 ) فى ( ن ) .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 209 ، س 7 الى 10 .
( 5 ) حك . كربن 2 ، ص 209 ، س 11 : « أو اختلاف . . . » را ندارد .