الطّالب إنّما هو النّور المتصرّف ، و ليس برزخىّ حتّى يمنعه مانع عن امر محفوظ فى بعض قوى صيصيّته . . . فليس التّذكّر الّا من عالم الذّكر ، و هو من [ مواقع ] سلطان الانوار الاسفهبديّة الفلكيّة ، فإنّها لا تنسى شيئا . « 1 » بعضى از حكماى مشائين گفتهاند كه امر منسى در حافظه مىماند و ليكن به سبب منع نمودن مانع به ياد نمىآيد . مصنف مىفرمايد كه اين كلام صحيح نيست ، زيرا كه طالب امر منسى نور مجرد است ، و او نه جسم است و نه جسمانى تا ميان او و مطلوب چيزى حجاب تواند شد . و چون ثابت شد كه امر منسى از عالم انوار اسفهبديهء فلكيه به سبب تقابلى كه نور اسفهبد انسانيه را به آن انوار واقع مىشود فايض مىگردد - و مانع ادراك نفوس محفوظه در انفاس « 2 » عوايق جسمانى و مشاغل حسيه است - بنا بر آن بعد از تقليل مشاغل حسيه عكس چيزى كه در انوار اسفهبديهء فلكيه است بر نور اسفهبد انسانى مىتابد و مثل مجردات آينههاست و مثل عوايق حسيه و مثل نفوس زنگار آينه است ؛ و چنانچه از آينهء صاف روشن در آينه صاف ديگر كه مقابل او بوده باشد عكس ظاهر شد ، همچنين انوار اسفهبديهء انسانيه - كه از عوايق حسيه نجات يافتهاند تا تقليل نمودهاند عوايق را - بعضى امور و معانى را از عالم « 3 » انوار اسفهبديه فلكيه اخذ مىكند . زيرا كه حجاب بين المجردات عوايق حسيه است و بس ، و لهذا اگر چيزى فراموش مىشود تا اين شخص [ به ] امر ديگر از حسيات مشغول مىباشد به ياد نمىآيد ، و بعد از فراغ از آن شغل به ياد مىآيد ؛ و بعضى اوقات اصلا به ياد نمىآيد ، زيرا كه اگر چه از يك شغل فارغ شده است و ليكن به سبب كثرت مشاغل ، به شغل ديگر متوجه مىشود . و سبب ظهور حقايق امور معقوله و حسيهء آتيه و ماضيه و كائنه به بعضى زهاد و حكما اين است كه از كثرت خلوت و رياضت و تقليل شواغل حسيه آينهء دل ايشان بغايت روشن و صافى شده است و نفوس محفوظه علوى را اكثر اوقات مشاهده مىكند ؛ زيرا كه هر چند آينه صافتر باشد انعكاس صور از آينهء ديگر در وى بيشتر است . قوله : و الصّور الخياليّة على ما فرضت مخزونة فى الخيال باطلة لمثل هذا ، فإنّها لو كانت فيها ، لكانت حاضرة له و هو مدرك لها . و لا يجد الانسان فى نفسه عند غيبته عن تخيّل زيد شيئا مدركا له اصلا . « 4 » حكماى مشائين گفتهاند كه خيال خزانهء حس مشترك است چنانچه حافظه خزانه واهمه و متخيّله است . و مصنف مىفرمايد كه اين باطل است زيرا كه [ اگر ] خيال قابل صور حس مشترك بوده باشد لازم مىآيد كه آن صور هميشه حاضر باشد به نزد نور مدبر و هرگز از وى
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص١٣٥
هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 208 ، س 7 الى 12 .
( 2 ) افلاس ( ن ) .
( 3 ) عوام ( ن ) .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 209 ، س 1 الى 3 .