تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
عالم از براى تجارت آمده است تا آنچه در وى بالقوه است به فعل آورد ؛ از غايت غلبهء قواى ظلمانى ، [ و ] ميل به لذات جسمانى ، مبدأ و معاد خود را فراموش كرده به چيزى كه او را از مقصد بعيد مىكند مشغول گشته است . چنانچه حق ، جلّ و علا ، مىفرمايد :
« وَ الْعَصْرِ . إِنَّ - الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ . »

« 1 » الى آخر السورة . و مولوى معنوى ، مولانا جلال الدين محمد رومى قدّس سره ، به اين معنى اشاره مىفرمايد كه :

خويشتن نشناخت مسكين آدمى * از فزونى آمد و شد در كمى خويشتن را آدمى ارزان فروخت * بود اطلس ، خويش را بر دلق دوخت « 2 »
قوله :

فصل

« 3 » در اين فصل بيان مىكند مناسبت روح حيوانى را به نفس ناطقه ؛ و بيان مىكند كه حواس باطن پنج نيست ؛ و بيان مىكند حقيقت صور مرايا و صور خيالى را . قوله : النور الاسفهبد لا يتصرّف فى البرازخ الّا بتوسّط مناسبة ما [ و ] هى ماله مع . . . الرّوح . . . اذ فيه من الاعتدال و البعد عن التّضادّ ما يشابه البرازخ العلويّة . « 4 » چون نور اسفهبد در كمال نورانيّت و لطافت است و برزخ در كمال ظلمت و كثافت ، بنا بر آن نور اسفهبد در وى تصرف نمىتواند كرد ، مگر به وسيلهء روح حيوانى - كه متوسط است در لطافت و كثافت - زيرا كه شىء در ضد خود تصرف نمىتواند ؛ بلكه تصرف مىكند در چيزى كه به او فى الجمله مناسبت بوده است به صيصيهء ظلمانى . و حقيقت روح حيوانى اين است كه روح حيوانى بخار حار لطيف شفاف است كه حاصل مىشود از لطافت و خلاصهء اخلاط بر نسبت فاصله [ اى ] كه مخصوص اوست . و منبع اين روح تجويف أيسر قلب است ، چه دم منجذب از كبد به قلب چون به تجويف أيمن قلب مىرسد به حرارت قلب حار مىشود و جدا مىشود از آن دم بخار و سريان مىكند در تجويف أيسر قلب و بعد از سرايت نمودن حرارت به تجويف أيسر در وى آن بخار از حال اول تغيير يافته روح حيوانى لطيف شفاف مشابه به اجرام سماوى مىشود در لطافت و نورانيّت و شفافيّت . و اين روح و نورانيت و اشتعال مانند سراج است كه موضوع است در تجويف أيسر قلب . فتيلهء او بخار ساريه است [ و ] از تجويف أيمن مىرسد ، چنانچه مذكور [ شد ] ، و دهن او منجذب از كبد است به جانب او ، و حس و

هامش
( 1 ) قرآن مجيد ، سورهء 103 ، آيهء 2 و 3 .
( 2 ) مولوى ، مثنوى ، دفتر سوم ، حكايت مارگيرى كه اژدهاى افسرده را مرده پنداشت و در رسنها پيچيده ببغداد آورد .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 206 ، س 5 .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 206 ، س 8 الى 10 .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 129 | محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى