ظلمانيه سيد كائنات ، عليه و آله صلاة اللّه ، اشاره فرموده است كه بر هر عضو از اعضاى انسان يك ملك موكّل است كه حركت و سكون و جميع اعمال آن عضو از آن ملك است ، چه آن حضرت از براى تفهّم عوام آن قواى معنوى را به ملك تعبير فرموده است . قوله : و هذه القوى فروع النّور الاسفهبد فى صيصيته ، [ و الصيصية ] صنم للنور الاسفهبد . « 1 » و چنانچه جميع صياصى انسيه اصنام رب النوع است ، همچنين بر صيصيّهء انسيه صنم آن نور اسفهبد است كه مدبّر است ؛ و نور اسفهبد را صنم ديگر غير ازو نيست ، چنانچه رب نوع را غير از جميع افراد آن نوع اصنام ديگر نيست . قوله : فيحصل هذه القوى منه باعتبارات . « 2 » بعضى قوا به اعتبار محبّت به ما فوق و بعضى به اعتبار قهر ما تحت و بعضى به اعتبارات و جهات عقليهء ديگر . قوله : يدلّ على تغايرها وجود بعضها قبل بعض أو بعد بعض . . . و اختلال بعضها عند كمال بعض . « 3 » يعنى چون بعضى قوا كه غاذيه و ناميه باشد قبل از بعض موجود مىشود كه مولده است ، و مولده بعد از ناميه و غاذيه موجود مىشود و از كمال بعض قوا اختلال در بعض قوا مىشود ، چنانچه از كمال قوت « 4 » ناميه اختلال در قوت غاذيه مىشود ، اختلاف آثار و اختلال بعض قوا از كمال بعض دلالت مىكند بر تعدد قوا زيرا كه از واحد بسيط صدور آثار مختلفه ممكن نيست . قوله : و الانسان استوفى قوى الحيوان و النباتات « 5 » [ [ و زاد عليهما بالكمالات العقليّة . . . فهو نسخة مختصرة من العالم الاكبر . . . فمن عرف نفسه . . . فقد احاطة بالموجودات علما . ] ] « 6 » اين عبارت از افلاطون منقول است . سيد كائنات ، عليه و آله افضل الصلاة و اكمل - التحيّات فرموده است : « من عرف نفسه فقد عرف ربه . » و قوله تعالى :
« 7 » اشاره به اين معنى است كه در نفس ناطقه قابليت كمالات علمى و عملى و قطع جميع حجب نوريه مىتواند نمود ؛ به خلاف انوار قاهره كه از مقامات خود ترقى نمىتوانند كرد . اليه الاشارة بقوله تعالى :
« 8 » سبحان اللّه ، بيچاره آدمى كه در اين