« 1 » [ و ]
« 2 » و اللّه الهادى الى سبيل الصّواب . و بودن آدم و حوّا در بهشت و خوردن گندم و هبوط نمودن به اين عالم نيز تعالى مثال ثابت مىشود اگر معنى ظاهر كلام مجيد بدون تأويل اراده كرده شود « 3 » ؛ زيرا كه عالم مثال مشتمل است بر طبقات جنان و نيران . و مظاهر طبقات جنان افلاك و مظاهر طبقات نيرا [ ن ] جو آن است . و آدم و حوّا يعنى نفوس ايشان ازلا در طبقهاى از طبقات جنان كه از عالم مثال است از لذات متلذد بوده است . و بعد از حدوث ابدان به مناسبت آن نفوس ، بىاختيار آن نفوس - مانند جذب آهن به مغناطيس - به آن ابدان منجذب شده است . و معنى حقيقى بودن آدم و حوّا در بهشت ، و هبوط ايشان به اين عالم ، در « مقاله پنجم » مفصلا بيان خواهد شد ، انشاء اللّه تعالى . قوله :
فصل
« 4 » اين فصل در بيان حواس خمس ظاهر است . قوله : الانسان و غيره من الحيوانات الكاملة الخلقة . . . اللمس و الذّوق و الشّمّ و السّمع و البصر . « 5 » « كاملة الخلقة » از آن جهت قيد كرده است كه بعضى حيوانات ناقصة الخلقة را بعضى حواس نمىباشد ؛ مانند عقرب كه مىگويند كه او را حاسهء بصر نمىباشد . و قوت لامسه قوتى است سارى در تمام بدن كه نفس ناطقه به وسيلهء آن ادراك مىكند حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و ثقل و خفت و ملاست و خشونت و صلابت و لين را . و حكما را خلاف است در اين كه يك قوت مدرك اين اشيا است يا قواى متعدده است . مذهب جمهور و اهل تحقيق اين است كه يك قوت است كه آن را لامسه مىگويند ، و بعضى گفتهاند كه قواى متعدده است كه سارى است در تمام بدن و هر يك موجب ادراك يكى ازين اشيا است ، و اين اختلافات در كتب مبسوطه از تصانيف شيخ ابو على سينا و شيخ ابو نصر و شيخ مصنف مثل « تلويحات » و « مطارحات » مفصلا مذكور شده است . و قوت ذائقه قوتى است مرتب در عصب مفروش بر جرم لسان كه نفس به وسيله او مدرك طعوم است از اجسام به وسيلهء رطوبت كه در لسان است