تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

المزاج الاتمّ الانسانىّ نور مجرد هو نور المتصرّف فى الصّياصي الانسية ، و هو نور المدبّر [ الّذى ] هو « اسفهبد النّاسوت » [ [ اى البدن ] ] « 1 » و هو المشير الى نفسه بالانائيّة « 2 » اين عبارت در طريق فيضان نفس ناطقه از نور قاهر بر بدن انسانى به غايت بديع واقع شده است . و مراد از « صاحب طلسم نوع ناطق » جبرئيل است ، عليه السّلام . او را « اب قريب » بدان سبب گفته‌اند كه نفس واسطهء به روان از وى فائض مىشود . « روان بخش » يعنى بخشندهء روح . « روح القدس » يعنى نور پاك مجرد از جميع . « واهب العلم و التّأييد » يعنى تأييد و علم كه از نور الانوار بر وى فايض مىشود لازم ذات اوست و دايم است به دوام ذات او . « معطى الحياة و الفضيلة » يعنى حيات و جميع فضائل و كمالات از و فايض مىشود بر انسان . و خلاصهء كلام اين است كه از اين چنين ذات مقدس نور اسفهبد بر بدن انسانى فائض مىشود و مدبّر و متصرّف بدن انسانى مىگردد و همان نور مشار اليه است به لفظ أنا و إنّى و نحن . و همين روح - القدس به سبب كمال مناسبت كه نفوس انبياى اولو العزم به او دارند به نزد ايشان به صور مثالى بروز نموده احكام و شرايع الهى را بيان مىكند تا انبيا هدايت ساير خلايق نمايند ، چه جميع نفوس انسانى را استعداد ادراك روح القدس نيست و القاى معانى در قلوب اوليا و حكما نيز از روح القدس است . و از جمله چيزهايى كه « نبى » را از « ولى » ممتاز مىكند يكى اين است كه روح القدس به نزد ولى به صورت مثالى متمثّل شده و در عالم شهادت مدرك شده [ اما ] امر به احداث شريعت و دعوت مردم به صراط مستقيم نمىكند ؛ به خلاف نبى كه بعضى اوقات به صورت مثالى به نزد او در عالم شهادت ظاهر مىشود و امر مىكند او را به دعوت مردم و احداث شريعت . و بعضى صور مثالى كه به بعضى اولياء در ايام خلوات و رياضات ما بين النّوم و اليقظه ظاهر مىشود صور حسيّه يا شيطانيه مىباشد . و بعضى اوقات نفوس كاملهء انسانى و بعضى از انوار عقليه نيز به صور مثالى به نزد اوليا بروز مىكنند . و اما ظهور روح القدس از براى امر نمودن به دعوت و احداث شريعت مخصوص است به بعضى انبيا ، زيرا كه بعضى انبيا را وحى هميشه در خواب بوده است چنانچه در كتب تواريخ و قصص مسطور است . قوله : و ليس هذا النّور موجودا قبل البدن . « 3 » يعنى نفس ناطقه قبل از وجود بدن موجود نبوده است در عالم نور اصلا ، بلكه وجود بدن شرط حدوث اوست . مصنف قدس سرّه در اين كتاب بر اين مطلوب چهار دليل بيان كرده است و اگرچه بر چهار ظن است و ليكن چون دليل اول و ثانى بهترين دلايل است بنا بر اين در اين مختصر مذكور مىشود و آن دلايل ديگر را محافظة عن التّطويل ترك گردانيده است .

هامش
( 1 ) شيرازى ، ص 441 ، س 2 .
( 2 ) حك . كربن 2 ، ص 200 ، س 8 ، الى ص 201 ، س 4 .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 201 ، س 5 : و ليس لهذا النور وجود قبل البدن ( ن ) .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 117 | محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى