الّتى « 1 » للثوابت « 2 » ما يليق . « 3 » جواب سؤال مقدر است و تقرير سؤال اين است كه چون ازلا و ابدا صور و نفوس از انوار قاهره فائض مىشود پس انوار قاهره از يك حال به حال ديگر تغيير مىنمايد زيرا كه حال قبل از حدوث صور و نفوس غير آن حال است كه بعد از حدوث صور و نفوس حاصل مىشود . و تقرير جواب اين است كه از حدوث صور و نفوس تغير در احوال انوار قاهر نمىشود ، زيرا كه حدوث صور و نفوس موقوف است بر حصول مزاج و استعداد جديد كه از حركات جديدهء فلكيه حاصل مىشود و از توقف فعل بر استعداد قابل اصلا تغيير و حدوث و نقصان در ذات فاعل لازم نمىآيد ، چنانچه از وجود شعاع شمس و ايصال او به عرض كثيف يا لطيف اصلا در ذات شمس كثافت و لطافت جديد پيدا نمىشود ، بلكه مطلق تغيير در احوال او نمىشود . همچنين از فيضان صور و نفوس از انوار قاهره اصلا تغيير و نقصان در ذوات آن انوار لازم نمىآيد ، بلكه هر كدام از آن انوار را آنچه مقتضاى استعداد اوست ازلا و ابدا حاصل است ، و اليه الاشارة بقوله تعالى :
« 4 » أى لا يزيد و لا ينقص ما حصل لكل من الملائكة ما حصل لها فهو ازلى و ابدى لا يتغيّر ابدا . پس قابل به قدر اعتدال قبول مىكند نفوس و صور را مناسب نسبتهاى انوار قاهره ، چنانچه در « فصل سوم » از « مقالهء سيم » و در « مقالهء اولى » نيز مذكور شده است كه عالم اجسام ظلّ عالم نور است و جميع امور جزئيه كه در اين عالم موجود مىشود مناسب آن امور است كه در عالم عقل . « 5 » و مراد از نسب عقليّه نسب انوار عقليه و مراد از نسب وضعيّه نسب انوار وضعيّه است كه مخصوص كواكب ثانيه است . و بيان اين مطلوب اين است كه جميع نسب عقليه كه در انوار قاهره است در افلاك به تدريج حاصل مىشود و از افلاك نزول نموده در عالم عناصر حادث مىگردد و بعد از مرور مدت معين كه دور به آخر مىرسد آن نسب به همان ترتيب از اول دور افلاك حاصل مىشود و از افلاك به اين عالم كون و فساد مىرسد ، و هكذا الى غير النّهاية . و چنانچه حوادث عالم كون و فساد مناسب نسب عقليّه انوار عقليّه است همچنين نسب وضعيه مناسب انوار وضعيّه است ، چه كواكب ثابته به معاونت سيّارات مواد عنصريه را مستعد قبول صور و نفوس از عالم نور مىكنند تا - به قدر استعداد از موادى - مواهب بر وى فايض مىشود . قوله : و يحصل من بعض الانوار القاهرة و هو صاحب طلسم النّوع النّاطق . . . و هو الأب القريب . . . « روان بخش » ، روح القدس ، واهب العلم و التأييد ، معطى الحياة و الفضيلة ، على