تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

يعنى سبب وجود جميع امور مذكوره ابخره و ادخنه است و سبب ابخره و ادخنه حرارت اشعهء كوكبه است ، پس سبب اصلى اين اشياء حرارت اشعهء كوكبه است ، و هو المطلوب . و صاحب « دانشنامه » اسباب بعضى از امور غريبهء حوادث را به تفصيل بيان كرده است و در اين كتاب به عبارت نقل كرده مىشود تا ظاهر شود كه جميع حوادث از نور است و آن اين است : « در سبب برآمدن آواز از زمين و بيرون آمدن باد و آتش از درون زمين . اما سبب برآمدن آواز زمين اين است كه چون مادهء ابخره و ادخنه - كه در زمين محتقن و محتبس گشته است و در وى پيچيده و غليظ شده است - گاهى در اجزاى زمين حركت كند ، از مصادمت و مقاومت بخار و دخان به يكديگر آواز از زمين برآيد و اين آواز اكثر در وقت پيدا شدن زلزله شنيده مىشود ؛ و گاه باشد كه بعد از زلزله زمين منشق مىشود و آوازهاى عظيم حادث مىگردد . و اين به منزلهء رعد باشد بر هوا . اما سبب بيرون آمدن باد از زمين اين است كه چون مادّهء دخانى [ كه ] در زمين محتقن و محبوس شده است بسيار بود و آغاز حركت بكند در زمين ، و منفذ [ و ] « 1 » شكافى در آن موضع يافته شود ، پيوسته آن دخان از آن شكاف بيرون آيد و در حال جوهر هوا شود ؛ و اين صورت در ولايت بدخشان واقع است و در ولايت تركستان و پارس نيز هست ، به روايت راويان . و گاه باشد كه آن دخان كه از آن شكاف بيرون [ آيد آتش باشد ؛ و سبب بيرون ] آمدن آتش از زمين آن بود كه مادهء دخانى كه محتقن بود ، در آن دخان ، دهنيه و دسومت و چربى بوده باشد و حرارت او بسيار بود ؛ [ كه ] چون حركت نمايد و به قوت تمام موضعى از زمين را بدراند و بيرون آيد ، از شدت آن حرارت در آن دخان زياده گردد و آتش شود و شعله زند ؛ و اين به منزلهء برق بود در هوا ؛ و اگر اين مادهء دخانى لطيف بود شعله كه در آن پيدا شود بيشك « 2 » غليظ نباشد ، [ و ] مانند نور بر هوا شود . ببايد دانست كه بسيار باشد كه بىآنكه شكافى در زمين پيدا شود از زمين‌هايى كه كاواكى در آن رسم مىباشد - مثل گورستان و غارها - همين روشنايى كه به نور مانند باشد ظاهر مىشود . خلاصه ، كه در اجزاى اين نوع از زمين مادهء گوگرد و نفط بوده باشد و در نظرها چنان نمايد كه از آن موضع نور مىتابد . » « 3 » تا اين جا كلام صاحب « دانشنامه » است . و ازين بيان ظاهر شد كه نورهايى كه در بعضى گورستانها مشاهده مىشود و ابلهان آن را حمل بر كرامات صاحب قبر [ مىكنند ، از اين قبيل است . ] و در هندوستان در كوهستان مكركوت كه از لاهور صد كرده است موضعى [ است ] كه لا يزال آتش از آن جا بيرون مىآيد . و موضع ديگر است كه باد از آنجا بيرون

هامش
( 1 ) منفت ( ن ) .
( 2 ) بيك ( ن ) .
( 3 ) ابن سينا ، دانشنامهء علائى ، طبيعيات ، تصحيح سيد محمد مشكاة ، كتابفروشى دهخدا ، چاپ دوم ، بهمن ماه 1353 ، در جستجوى مطلب فوق كوشش شد ليكن در نسخهء ياد شده اثر از مطلوب نيافتيم . به نظر مىرسد كه هروى نسخه خاصّى از دانشنامه را در اختيار مىداشته است . ( م . )