[ قوله ] : فالاصول ثلاثة حاجز و مقتصد و لطيف . « 1 » يعنى چون ثابت شد كه آتش عنصر على حده نيست بلكه طبقهاى از هوا است كه سوزنده است ، مانند زمهرير كه طبقهء هواست و ز عامهء برودت ، پس ثابت شد كه اصول عناصر سه است : حاجز و مقتصد و لطيف . [ قوله ] : و اعلم أنّ اللطيف ليس من شرطه كمال الحرارة ، فإنّه بعد اللطف قد تقلّ فيه [ [ الحرارة ] ] « 2 » ، فمن الماء ما هو أشدّ حرارة من الهواء محسوسة . « 3 » اين عبارت به جهت دفع اعتراضى مذكور شده است كه وارد مىشود درين مقام ؛ و آن اين است كه اگر موجب لطيف حرارت باشد لازم مىآيد كه حرارت زياده شود به ازدياد لطف ، و هر چند جسم لطيفتر باشد حارتر بود [ و ] لطيف اشدّ سخونت بوده باشد از كثيف ، و اين باطل است ؛ زيرا كه بعضى از اجسام كثيفه اشدّ سخونت است از اجسام لطيفه ، مانند آب گرم و آهن گرم كه اشد سخونت است از هوا [ ى ] كرهء زمهرير كه طبقهاى از هواست ، و او با وجود آنكه لطيف است از اين طبقهء هوا كه متّصل ارض است ، سردتر است از اين . و جواب [ اين است ] كه ازين عبارت « 4 » كه حرارت موجب تلطيف است لازم نمىآيد كه كمال حرارت شرط لطافت بوده باشد ، تا اين اعتراض كرده شود كه هر چند لطافت بيشتر باشد حرارت نيز بيشتر بود ؛ زيرا كه بعضى از اين لطيف ازين قبيل است كه حرارت در وى به غايت قليل است ، چنانچه مشاهده مىشود كه بعضى از مياه اشد سخونت است از بعضى هوا ، و [ [ لهذا هواى قريب به ارض احرّ است از هواى زمهريرت مثلا ، به سبب انعكاس « 5 » اشعهء كواكب ، و هواى زمهريرت ابرد است از جميع طبقات هوا به سبب اختلاط بأبخرهء بارده و بعد از مسخّن كه حركت فلك و انعكاس « 6 » اشعه است ] ] . « 7 » [ قوله ] : و إن سمّى ما اشتدّ من الهواء حرارته نارا فذلك مسلّم جوازه ، فيكون اللطيف منقسما الى قسمين باعتبار شدّة كيفيّة واحدة و ضعفها . « 8 » ظاهر است و احتياج [ به ] بيان ندارد . [ قوله ] : و قول القائل « لو كانت النّار حارة رطبة لكانت هواء ، فما طلبت موضعا أعلى بل وقفت عنده » كلام غير مستقيم . فإنّ للخصم أن يقول « [ أنّ الهواء ] كلّما اشتدّت حرارته اشتدّ
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٩٦
هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 190 ، س 4 و 5 .
( 2 ) شيرازى ، ص 423 ، س 2 .
( 3 ) حك . كربن 2 ، ص 190 ، س 6 و 7 .
( 4 ) عبارت تا ( ن ) .
( 5 ) انفكاك ( ن ) .
( 6 ) انفكاك ( ن ) .
( 7 ) اقتباس از شيرازى ، ص 423 ، س 4 الى 7 .
( 8 ) حك . كربن 2 ، ص 190 ، س 8 الى 10 .