به ذات فاعل مختار لازم نيست زيرا كه بعضى اوقات غرض از افاضهء خير احسان به غير مىباشد نه امر ديگر كه به ذات او عايد باشد ، جواب مىگوييم كه اين قصد احسان به غير نيز عايد به ذات اوست در حقيقت ، زيرا كه احسان از ترك احسان به نزد او اولى است ؛ يا هر دو متساوى است . و اگر احسان از ترك احسان اولى است پس بعد از فعل احسان اولويت كه غرضيّت عايد به ذات او [ است ] حاصل شد ، و هو المطلوب . و اگر فعل و ترك احسان نسبت به ذات او متساوى است پس صدور فعل از او ممكن نيست ، و الا ترجيح بلا مرجح لازم مىآيد . و چون ثابت شد كه حركات افلاك از جهت غرضيّت كه عايد است به ذات افلاك [ مىباشد ] ، پس مىگويم كه اين غرض متعلّق است به ما فوق يا ما تحت . نمىتواند بود كه متعلّق باشد به ما تحت ؛ زيرا كه عالى را در سافل - من حيث أنّه سافل - غرض ممكن نيست ، زيرا كه اگر عالى را غرض باشد در سافل ازين حيث كه او سافل است و اين عالى است بايد كه عالى مستكمل « 1 » باشد به سافل ، چه غرض فاعل مختار از فعل طلب حصول اولويت است و آن استكمال است ، و بر اين تقدير بايد كه عالى محتاج باشد به سافل در استكمال ، و آنچه محتاج است در استكمال به امر ديگر ناقص است از آن امر ، پس لازم آمد كه عالى ناقص باشد از سافل ، و اين محال است زيرا كه مراد به عالى چيزى است كه وسائط ميان او و علّت اولى كمتر باشد ، و مراد به سافل آن است كه وسائط ميان او و حق بيشتر بود . و ازين مقدّمات ظاهر شد كه اگر عالى را غرضى باشد از جهت سافل - من حيث أنّه سافل - لازم مىآيد كه عالى اخس و انقص « 2 » باشد از سافل ، هذا خلف . و بر اين كلام اعتراضى وارد مىشود و آن اين است كه اگر شىء كه او را غرض از جهت امر ديگر باشد اخس و انقص بوده باشد از آن امر ، لازم مىآيد كه راعى از غنم ، و معلم از متعلّم ، و نبى از امت اخس باشد ، و اين محال است . جواب اين است كه من حيث أنّه سافل از براى دفع اين اعتراض مذكور شده است ، نيز غنم و متعلّم و امّته افضل است از راعى و معلم و نبى از اين حيث كه راعى انسان است افضل [ است ] از غنم ؛ و معلم از اين حيث كه اعلم است از متعلّم در وقت تعليم افضل است از متعلّم ؛ و نبى ازين حيث كه مؤيّد من عند اللّه است و صاحب كمالات عقليّه است افضل است از امته ، فاندفع الاعتراض و ثبت أنّ تعالى له غرض عايد بذاته لاجل ما فوقه و هو حصول الكمالات العقليّة المعنويّة و بذلك ثبت أنّ الحركات الفلكيّة إنّما يكون لاجل حصول الكمالات النّوريّة العقليّة ، و هو المطلوب ] ] « 3 » . [ قوله ] : و حركات البرازخ [ العلويّة ] ليست لما تحتها . « 4 » اشاره به چيزى است كه مذكور شده است .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 82
مساهمون: محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى
ص٨٢
هامش
( 1 ) مستكمال ( ن ) .
( 2 ) القعن ( ن ) .
( 3 ) اقتباس از شيرازى ، ص 410 ، س 19 ، الى ص 412 ، س 7 .
( 4 ) حك . كربن 2 ، ص 183 ، س 14 و 15 .