تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠

آخر و يكون بعده ادوار اخرى . . . فهو [ كلام ] صحيح . فأنّه آخر هذا الماضى و أوّل ما سيأتى اذا جعل مبدأ ، [ و ] كلّ واحد من الزّمان فى جانبيه . « 1 » يعنى بعضى از متكلّمين گفته‌اند كه عالم حادث است زيرا كه « آن » آخر ماضى است ، پس ماضى متناهى باشد و از تناهى ماضى تناهى حوادث ماضيّه لازم مىآيد ؛ و از تناهى حوادث تناهى عالم و حدوث او لازم مىآيد . و جواب اين است كه اگر مراد ازين عبارت كه « آن » آخر ماضى است اين است كه بعد ازين « آن » زمان و « آن » ديگر نخواهد بود پس اين كلام فاسد است زيرا كه بعد از « آن » مفروض آنات مفروضه و ازمنهء موجوده كثيرهء غير متناهيه است ، چه زمان امر موجود ممتد است كه مبدأ و منتهى ندارد چنانچه مبين شده است . و اگر مراد اين است كه « آن » آخر ماضى است و بعد ازو ازمنهء ديگر نيز موجود است ، اين كلام صحيح است . و ليكن چنانچه « آن » آخر ماضى است همچنين اوّل مستقبل است و هر يك از ماضى و مستقبل در دو طرف آن است و نيز متناهى است . و خلاصه كلام اين است كه از فرض « آن » زمان تناهى او لازم نمىآيد ، چنانچه از فرض نقطه در خط غير متناهى تناهى آن خط لازم نمىآيد . [ قوله ] : و كثيرا ما يثبتون هؤلاء حكم الجميع بناء على الحكم على كلّ واحد ، كما يقال « 2 » « كلّ واحد من الحركات مسبوق بالعدم » فيلزم [ منه ] أن يكون الكلّ كذا [ [ و ما ذكروه . . . أنّ كلّ واحد من الزنج « 3 » لمّا كان أسود كان الكلّ أسود باطل ] ] « 4 » فأنّ لك أن تقول « كلّ واحد من اعداد السّواد على هذا المحلّ ممكن الحصول فى زمان واحد [ محدود ] » . و لا يمكنك أن تقول : الجميع كذا . « 5 » مىفرمايد كه اين قوم به حدوث عالم قائل شده‌اند در اكثر مسائل اثبات مىكنند حكم جميع را بر حكم كلّ واحد ، چنانچه گفته‌اند كه چون هر واحد از حركات مسبوق العدم است پس بايد [ كه جميع نيز مسبوق العدم باشد ] و بر اين مطلوب حجت آورده‌اند كه چنانچه از أسوديّت كل واحد ، از زنجى ، لازم مىآيد أسوديّت جميع ، همچنين از سابق بودن عدم بر كل واحد ، از حركات ، لازم مىآيد سابق بودن عدم بر جميع . و اين استدلال باطل است از دو وجه : يكى آنكه تعداد و احصاى جميع افراد زنجى ممكن نيست تا حكم بر كلّ افراد توان كرد ؛ دويم آنكه حصول كل واحد از اعداد سواد بر يك محلّ ممكن است در زمان معين ، و حصول جميع افراد در يك محلّ در زمان معين ممكن نيست پس لازم نمىآيد كه آنچه بر كل واحد صادق مىآمده باشد ، بر جميع صادق آيد .

هامش
( 1 ) حك . كربن 2 ، ص 182 ، س 9 الى 12 : حاشية ( ن ) .
( 2 ) يقال على ( ن ) .
( 3 ) الزنجى ( ن ) .
( 4 ) شيرازى ، ص 410 ، س 11 و 12 .
( 5 ) حك . كربن 2 ، ص 183 ، س 1 الى 5 .
انواريه ( ترجمه و شرح حكمة الاشراق سهروردى ) ( فارسى ) — صفحة 80 | محمد شريف نظام الدين احمد بن الهروى