فصل
« 1 » [ [ در اين فصل بيان مىكند كه حركات افلاك از رسيدن فيض قدسى لذيذ است كه فايض مىشود از عالم عقل بر نفوس افلاك ، تا به سبب آن حركات نفوس افلاك را مدارج و مراتب عقليّه زياده مىشود الى غير النّهاية . و أيضا بيان مىكند در اين فصل كرويّت شكل فلك را و نيز بيان مىكند كيفيّت صدور نفس را از عقل و بيان مىكند شرافت عقل را از نفس و غرض از صدور نفس را از عقل ] ] . « 2 » [ قوله ] : لمّا ثبتت الحركات الفلكيّه و أنّ الحركات من انوار مجرّدة مدبّرة [ و ] أشرنا الى أنّ الانوار المجرّدة المدبّرة دون الانوار القاهرة المقدسة عن علائق الظّلمات ، فلمّا كان النّور الأخس ما عنده الظّلمات ، فالأقرب الى « 3 » الظّلمات أبعد عن الكمالات النّورية . « 4 » در « مقالهء ثانيه » به اين معنى اشارة شده است در فصل « امكان اشرف » حيث قال : « و النّور القاهر - أعنى المجرّد بالكليّة - أشرف من المدبّر « 5 » و أبعد عن علائق الظّلمات . » « 6 » و تقرير اين مطلوب به احسن طريق اين است كه [ [ انوار مدبّره به سبب تعلّق به ابدان از عالم نور محجوب شده است ، و انوار قاهره چون از دنى تعلّقات منزّه است بنا بر آن محجوب نيست از آن عالم ، و لهذا نور مدبّره أبعد است از كمالات نوريّه و اخس از نور قاهر ؛ زيرا كه هر چند به ظلمات - كه عبارت از تعلّقات جسمانى است - مناسبت بيشتر باشد ، همان قدر از عالم نور بعيدتر است . و بر ارباب بصيرت مخفى نماند كه حركات افلاك ممتنع است كه بىغرض بوده باشد ، زيرا كه حركات افلاك اراديّه است و حركت اراديّه البتّه از براى غرض مىباشد . امّا صغرى ثابت مىشود به اين دليل كه حركت ذاتى يا ارادى است يا طبيعى است يا قسرى است ؛ و حركات افلاك البتّه اراديّه است زيرا كه حركت طبيعيّه اقتضاى حركت مستقيمه مىكند ، [ يا ] قسريّه بر خلاف طبيعت . و حيث لا طبع لا قسر . و اما كبرى ظاهر است چه سكون و حركت نسبت به فاعل مختار متساوى است ، پس اختيار كردن حركت را بر سكون - مرجّع - غرضى است كه از قصد وارده حاصل شده است . و خلاصهء كلام اين است كه فعل فاعل مختار بدون غرضى كه عايد به او باشد ظاهر البطلان است . و اگر اعتراض كرده شود كه : عود عرض