تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

عباس شهرى معاصر

33 در تهنيت روز مبعث رسول اكرم ( ص )

به‌به كه چه روز خرّم آمد * مبعوث نبىّ اكرم آمد بس عيد فرا رسيد بىشك * عيدى نَبُوَد چنين مبارك از بعثت او جهان جوان شد * گيتى چو بهشت جاودان شد اين عيد به اهل دين مبارك * بر جملهء مسلمين مبارك از غيب ندا رسيد او را * آن ذات خجستهء نكو را كاى ذات نكو پيمبرى كن * برخيز و به خلق رهبرى كن چون قدر و مقام رهبرى يافت * در كوه « حِرى » پيمبرى يافت بشنيد چو اين ندا محمد ( ص ) * شد خاتم انبيا « محمد ( ص ) » هر روح كه دور از بدى شد * با آمدنش محمّدى شد قانون حيات و هستى آورد * آيين خداپرستى آورد پيدا چو شد آن جمال هستى * بشكست اساس بت پرستى با بعثت آن نبىّ مرسل * بتخانه به كعبه شد مبدّل هر دم صلوات بر جمالش * بر احمد و بر علىّ و آلش صد شكر به دين آن جنابم * قرآن مقدسش كتابم خوشبخت كسى كه امّت اوست * در سايهء دين و رحمت اوست از عرش مَلَك دهد سلامش * شد ختم پيمبرى به نامش اى داده ز ماه تا به ماهى * بر پاكى ذات تو گواهى