تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨

عبد الحسين فرزين معاصر

35 اقتران سعدين در هفدهم ربيع الاول ميلاد مقدّس رسول اكرم ( ص ) و امام صادق ( ع )

به گوش جان رسد اين نغمهء سروش امشب * كه چنگ شادى و شور آر در خروش امشب بيا و بادهء وجد و شعف به ساغر ريز * كه جان دميد به تن مژدهء سروش امشب بزن دو دست نشاط و طرب به هم كه رسيد * زهر كرانه‌اى آواى خوش به گوش امشب بيا كه پيك سعادت بشارت آورده است * كه هست بحر كرم در خروش و جوش امشب بيا كه بشنوى اسرار « ما خلقنا » را * به گوش هوش خود از پير مىفروش امشب بيا كه لطف خدايت زدايد از خاطر * به غير نقش « محمد ( ص ) » همه نقوش امشب بيا كه قافله سالار انبيا بگرفت * درفش رهبرى مردمان به دوش امشب به چشم دل بنگر كاقتران سعدين است * رها شو از خود و يك دم بيا به هوش امشب كه زاد روز « رسول » و « امام صادق » هست * به كام جان ز تولّا بريز ، نوش امشب بود كلام امام هُمام صيقل جان * اگر كه گوش شود موعظت نيوش امشب پى تعالى دين بود ، امام دانا دل * خوش آنكه هست برين شيوه سختكوش امشب به يمن هفدهمين روز از ربيع نخست * لهيب آتش « زردشت » شد خموش امشب به طاق « صفّهء نوشيروان » شكست افتاد * بريخت شوكت « سيروس » و « داريوش » امشب فرو فتاد « يغوث » و « يَعوق » و « لات » و « منات » * تشعشع فلك از سر ربود ، هوش امشب همهء « بحيرهء ساوه » به امر حق خشكيد * كشيد « رود سماوه » ز دل خروش امشب گشوده شد در رحمت به لطف ، و عالميان * شدند از مى اسلام ، جرعه نوش امشب دلا سواى زُلال مفرّح اسلام * به هر بهانه دهندت قدح ، منوش امشب