اسماعيل 18 نسابهء مروزى ، و نيز در ورقهئى كه آقا ميرزا محمد باقر 41 صفوى سه دهى در شرح احوال جدش حاجى مير سيد على 39 آقا بزرگ امام جمعه سه دهى براى ما نوشته ؛ وى را فرزند ابو الحسين محمد 13 ابن عزيز 12 معهود نوشتهاند كه احمد مذكور 14 بشود ، و در ( 1264 ) ما شرح احوال حاجى آقا بزرگ مرقوم را عنوان نموده و در ضمن نام قاضى نسابه و آقا ميرزا محمد باقر مذكور را هم مىبريم ، و بهطورىكه اين احمد نواده عزيز و شماره 41 بشود شماره مىنهيم .
و بههرحال ، ابو محمد حسن 16 كه در رساله ( ص 10 ) نسخه بدل او را حسين هم نوشته و بمرقومات « معجم » و صفوى ( 11 ) مىشود ؛ دو فرزند داشته : يكى قاضى نسابه ابو طالب اسماعيل مرقوم كه گفتيم ما او را بمتابعت آن دو جا در 1264 به شماره 18 مىنويسيم و ديگر على 17 كه بمتابعت رساله وى را در اين عنوان ؛ 17 نوشتيم .
و مير جعفر 24 و مير عبد اللّه 27 هر دو را در رساله ( ص 10 ) نوشته كه در حلب دفناند .
و مير زين العابدين 28 فرزند مير عبد اللّه مرقوم را در « روضات الجنات : 670 » در ضمن مير غياث الدّين منصور شيرازى به عاملى وصف نموده ، و در ( ص 117 ) چنين اشاره نموده كه داماد محقق كركى بوده و در « رساله ص 10 » او را داماد و شاگرد محقق كركى هر دو نوشته .
و از آنچه در صدر عنوان تاكنون نوشتيم چنين مفهوم شد كه اين شعبه از أعقاب محمد الديباج از عراق عرب بمرو رفتهاند و بعد بشام و جبل عامل آمدهاند ، و بعد فرزند اين مير زين العابدين يعنى مير سيد احمد باصفهان آمده و نزد ميرداماد و غيره درس خوانده ، و در « امل الآمل » منضم به « منهج المقال » ( چاپ طهران در 1306 ) ص 427 و « روضات الجنات :
117 » در ضمن ميرداماد و رساله مذكوره ( ص 10 ) و بعضى از مواضع ديگر شرح احوالش ذكر شده ، و از آنها چنين برآيد كه وى شاگرد و داماد پسر خاله خود مرحوم ميرداماد ( قدس سره العزيز ) بوده و نزد شيخ بهائى هم درس خوانده و از هر دو نفر اجازت روايت حاصل كرده ، و تاريخ اجازهء مير براى او نيمه ج 1 سنه 1017 و اجازه شيخ 1018 است ، و ميرداماد در اجازه خود براى او تعريفى بليغ از تتبع او در علوم فلسفه و حكمت متعاليه الهى
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1194
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٩٤