تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1197

مساهمون:

ص١١٩٧
و ديگر سيد مرتضى 32 كه در رساله ( ص 8 ) شرح احوالش نوشته و آنجا فرمايد : وى بأمر پدر بخوزان رفته و خود از فقها و متكلمين و محدثين بوده و شعر هم مىگفته و تخلص سيد مىنموده ، و اين اشعار را ( كه گويد ظاهرا درباره حضرت حجت - عجل اللّه تعالى فرجه - مىباشد ) از او آورده :
شبها ز غمت گريستم من * بىگريه شبى نزيستم من باقى است وجود من بمعنى * در صورت اگرچه نيستم من با آنكه جفاكشى چو من نيست * معلوم نشد كه كيستم من گر غير بمرد از برايت * پس زنده ز بهر چيستم من در پاى تو تا چو سيد افتم * تا كى سر راه بيستم من !
و او را فرزندانى بوده : يكى سيد محمد باقر 33 كه در ( 1303 ) بيايد ، و ديگر حاجى ميرزا محمد رحيم كبير 33 ، و او به‌طورىكه در « رساله ص 8 » نوشته از أعاظم علما و محدثين و مجاز از عموى خود مير عبد الحفيظ 32 بوده و در سه‌ده امامت جمعه و رياست عامه داشته و در شعر صاحب طبعى روان و اين دو فرد را از او نقل كرده :
خاكيم و فروتنى چو او شيوهء ما است * از خاك ، غرور و كبر و نخوت بىجا است كم مغز ز جهل برترى مىجويد * هر سر كه سبك بود ز ميزان بالا است
و برادر او جد سادات ميرداماديه نجف‌آباد است ، انتهى . و ظاهرا مقصود از برادر او سيد محمد باقر مذكور باشد . و در « شجره‌نامه حاجى آقا جمال » « 1 » نوشته كه ميرداماديهء نجف‌آباد از مير محمد اشرف جدا مىشوند ، انتهى . و اين حاجى ميرزا محمد رحيم دو فرزند داشته ، بزرگتر : ميرزا محمد رفيع 34 كه در « رساله ص 2 » فرمايد : از علما و عابد و صالح و رئيس طايفه بوده و پس از فوت جنازه‌اش را بنجف برده‌اند ، انتهى ؛ و ما دو فرزند از او در اين كتاب مىآوريم : يكى مير سيد محمد حفيظ 35 كه در ( 1343 ) بيايد ، و ديگر حاجى ميرزا محمد - رحيم ثانى 45 و اين حاجى ميرزا محمد رحيم ثانى بموجب مرقومات همين صفحه از اجلاء
هامش
( 1 ) حاج آقا جمال صهرى در 7 ع 2 - 1388 وفات يافته و در جاى ديگر ترجمه او بيايد . م .