المنثوره » در ادعيه مأثوره . دويم « شرح دعاء صباح » . سيم كتاب « سدرة المنتهى » در اعتقادات و عرفان ، چنانكه در « فهرست كتابخانه مباركهء رضويه ( ع ) 4 : 161 » نوشته . چهارم كتاب « فطرة الملكوتيه » در شرح « اثنىعشريه طهارت و صلات شيخ بهائى » انجام شرح طهارت سنه 1058 ، چنان كه ، در فهرست مرقوم ( ج 5 ص 471 ) نوشته ، و او در سنه 1121 وفات كرد ، و نزد پدر خود - بموجب تذكره ( چاپ و صفحه مرقومه ) - دفن شده و نيز اثر قبر او معلوم نيست .
فرزندش مير محمد أشرف 31 از علما و أهل فضل و كمال بوده ، و در « روضات :
188 » و غيره او را ذكر نموده ، و نيز در « رساله ص 9 » احوالش نوشته ؛ و از آنها چنين برآيد كه او در نزد علامهء مجلسى درس خوانده و هم از او و از پدرش ميرزا عبد الحسيب اجازت روايت داشته ، و پدرش از پدرش مير سيد احمد از دائى خود شيخ عبد العالى روايت نموده ، و نيز مير محمد اشرف - بموجب مرقومات « روضات : 652 » - از فاضل سراب روايت نموده ، و روايت مىكنند از او : حاجى شيخ محمد كاشانى و ميرزا ابراهيم قاضى و فرزندش ميرزا عبد الحفيظ 32 ، و چندين كتاب تأليف كرده : اول « حواشى بر قبسات » جد خود ميرداماد . دويم كتاب « علاقة التجريد » در شرح « تجريد خواجه » به فارسى . سيم كتاب « فضائل السادات » تأليف آن سنه 1102 مطابق جملهء ( تأليف اشرف ، يا اشرف تأليف ) . چهارم « نظم الفيهء ابن مالك » به فارسى ، و او در سنه 1145 بموجب « الذريعة 3 : 355 » وفات كرده ، و چنان كه در « رساله ص 9 » نوشته در قريه ورنوسفادران سه ده دفن شده و اينك قبر وى در آنجا در بقعهئى معروف ؛ معلوم و معين است ، و جماعتى از اولاد و احفاد او در أطراف آن مدفون مىباشند و هم در اين صفحه گويد : برادر او سيد صدر الدّين 31 از علما بوده و تأليفاتى در فقه و اصول و غيره دارد ، انتهى .
و ظاهرا مير محمد اشرف مانند بسيارى ديگر از علماء اصفهان كه در واقعهء افغان از آن شهر حركت بأطراف نمودهاند ؛ او هم از اصفهان حركت بسهده نموده و آنجا بوده تا وفات كرده .
و بهر جهت او دو فرزند داشته يكى ميرزا عبد الحفيظ 32 كه ذكر شد ، و او را مير محمد حفيظ هم نوشتهاند ؛ جد حاجى آقا جمال صهرى سه دهى كه ذكر شد ، و ( در ص 9 رساله گويد ) : وى بأمر پدر در ورنوسفادران ماند .
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 1196
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص١١٩٦