يازدهم ، واقعه وهابيه است كه در عيد غدير اين سال رو داد ، و در كتاب « تاريخ كربلا » تأليف سيد عبد الجواد كليددار در ( ص 223 تا 230 ) تفصيل آن را نوشته و فرمايد آن از همه فجائع و مصائبى كه از واقعهء طف بعقبتر در آن زمين مقدس رخ داده بزرگتر و سختتر و ناگوارتر بود ، انتهى . و ما در ( سال 1207 عنوان 128 ص 323 ) شرحى از مخترع مذهب وهابيه و مبناى آن نوشتيم ، و باز نموديم كه فتنههاى كثيره در سنوات عديده از تابعين وى در حجاز و عراق عرب روى داده ، و اينك اينجا گوئيم كه در تاريخ كربلاء مذكور شرحى نوشته بخلاصهء اينكه در حدود سال 1205 كه مردمان وهابى قوت و شوكتى در ولايت نجد بهم رسانيدند ، اهل عراق عرب وقوع حادثهء ناگوارى را از آنها در آن سرزمين پيشبينى مىكردند ، و در سنه 1214 دولت عثمانى قرارداد صلحى با آنها در بغداد بست ، ليكن آن چندان فائدهاى نبخشيد ، تا اينكه در ماه ذىالحجهء اين سال هجوم بعراق عرب آوردند ، و چون مردم كربلا براى زيارت عيد غدير بنجف رفته بودند ، آنها از خلوت بودن كربلا سوءاستفاده نموده و آن شهر مقدس را محاصره كردند و از طرف دروازهء محلهء خيمهگاه شكافى در حصار انداخته و در چهارشنبه هيجدهم ذىالحجه ( كه عيد غدير اين سال بود ) به شهر درآمدند ، و دست بقتل و غارت برآوردند ، و در حرم و صحن و اطراف آن ريختند و در يك شب بيست هزار نفر را كشتند چنانكه در ( ص 228 ) نوشته ، و از آنها بنص ( ص 227 ) پنجاه نفر در حوالى ضريح مطهر ، و پانصد نفر در صحن مقدس بودند كه بقتل رسيدند ، و نفائس عتيقه و جواهر ثمينه و أحجار كريمهء بسيارى بر شتران بار كرده و بيرون بردند .
آنگاه در ص 229 نوشته كه از جملهء چيزهائى كه آن جماعت بردند ، دانهء لؤلؤ بزرگى و بيست شمشير طلاپوش ، و ظروف طلا و نقره و فيروزه و ألماس و اثاثيه و فروش روضهء مقدسه و چهار هزار طاقهشال كشميرى و دو هزار شمشير نقره و بسيارى ديگر از تفنگها و ساير اسلحه بود . و در ( ص 227 ) گفته كه در تمام خانهها درآمدند ، و هيچ رحم بر صغير و كبير نكردند و احترامى از زن و مرد نداشتند . و بدون رحم تيغ بىدريغ بر هركه يافتند كشيدند و كشتند ، انتهى .
و از جملهء مقتولين همين مرحوم ملا عبد الصمد صاحب اين عنوان بود و در « روضات الجنات » علاوه بر اينكه در احوال صاحب اين عنوان بمناسبت ذكرى از اين طايفه
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 608
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٦٠٨