بوده كه برحسب مصلحت وقت نتوانستهاند مانند متوكل و غيره علنا مرتكب اين عمل شنيع بشوند ، انتهى .
چهارم ، بعد از اين خرابى در حدود ده سال مرقد مطهر بىطاق و رواق بود تا حضرت محمد بن زيد بن الحسن بن محمد بن اسماعيل 0 جالب الحجارة ) بن الحسن ( دفين الحاجز ) بن زيد بن الامام حسن المجتبى ( عليه السلام ) كه ملقب بداعى صغير بود ، و بعد از حسن برادر خود كه داعى كبير لقب داشت پادشاه طبرستان شده بود ، با معتضد عباسى رابطه پيدا كرده ، و با جلب نظر او در حائر طاهر گنبدى عالى داراى دو در و دو طاق بنا نهاد ، و سورى بر اطراف آن كشيده و خانها و مساكنى براى مجاورين آن تربت مقدس ساخت ، و در دقت بنا و زيبائى و استحكام عمارت قبر مقدس مساعى جميله بظهور رسانيد ، و آن عمارت چهارم مىباشد ، و بعد از مدتى كه گذشت ملعونى بنام محمد بن ضبه اسدى در آن مكان مقدس در سنه 369 چنانكه در ( ص 208 ) نوشته غارتى فجيع به عمل آورد و نفائس ذخائر و موقوفات آن را يكسر تاراج نمود و آن فاجعهء چهارم بشمار مىآيد .
پنجم ، بعد از اين واقعه ، عضد الدوله ديلمى در مشهدين شريفين نجف و كربلا بمسطورات ( ص 163 و 171 ) عماراتى رفيعه و مساجدى حسنه بنا نمود ، و هم در آن اوقات يكى از امراء او بنام عمران بن شاهين در آن دو مشهد مقدس رواقى ساخت كه در هر دو جا برواق عمران معروف است ، و اين عمارت پنجم مىباشد كه تا ع 1 سنه 407 باقى بوده ، و در آن تاريخ حريقى در مشهد مقدس از افتادن شمعى بزرگ رخ داد كه د أثر آن اكثر ابنيهء حرم مطهر و ديوارهاى آن فروريخته و از بين رفت ، و اين را خرابى پنجم مىناميم ، و در ( ص 172 ) نوشته كه نبايد قادر عباسى خليفهء وقت را از تسبيب آن بر كنار بدانيم .
ششم ، چندان وقتى از اين حريق نگذشت كه ابو محمد ، حسن بن فضل بن سهلان رامهرمزى وزير سلطان الدولهء ديلمى بويهى در همان سنه 407 سورى برگرد حائر ( كه آن وقت بر همهء عمارات واقع در اطراف قبر مطهر اطلاق مىشده ، يعنى بر عمارتى كه ما مىتوانيم باصطلاح زمان و مكان خودمان آن را قريه يا قصبهء كربلا بناميم ) كشيد كلام خوب ظاهر مىشود كه آن ايام آن مكان مقدس بنام حاير معروف بوده و ازاينجهت
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٦٠٥