مىبينيم بعضى از بزرگان كه در آن اعصار و ما بعدها از اهل آن مقام مقدس بودهاند در كتب تواريخ تعبير از آنها به حائرى شده و درباره هيچكدام كربلائى در كتب تواريخ و رجال ديده نمىشود ، از آن جمله جناب محمد الحائرى فرزند ابراهيم المجاب كه در اول عنوان 239 گذشت ) .
و اين وزير بىنظير چنان كه در ( ص 173 ) فرموده در شعبان سنه 414 بقتل رسيد ، ليكن عماراتى كه وى نمود زياده بر صدسال بپائيد ، و از طرف متغلبين زمان تعرضى بدان زمين عرش نشان ، نشان نداريم ، الا اينكه مسترشد عباسى در سنه 526 متعرض خزانه مباركه شده و اموال و نفائس بسيارى كه سالها از وجوه موقوفات و نذورات در آن مجتمع و متراكم شده بود ، به غصب تصاحب و تصرف نمود .
هفتم ، در مائهء هفتم تخريبى در سرزمين مقدس كربلا و غارتى رخ نداد ، بلكه برعكس ، ( با اينكه عمارت ابن سهلان باقىمانده و بنص « تاريخ كربلا : 176 » محتاج بتجديد نبود ، بااينحال ) مؤيد الدّين محمد مقدادى قمى وزير ناصر خليفه عباسى بأمر اين خليفه عباسى نسب شيعى مذهب ، تشييدات و تزييناتى با أخشاب ساج ، و حرير و ديباج در روضه شريفه به عمل آورد ، و همچنين در ساير عتبات مقدسه عراق عرب تزييناتى افزود و اصلاحاتى فرموده و براى سرداب غيبت شبكههائى از آبنوس برقرار كرد كه در صفحه مذكوره فرمايد آنها هنوز بحالى است كه گوئى كنون از زيردست سازندهء آن برون آمده .
هشتم ، بهطورىكه در ( ص 177 ) اين تاريخ نوشته ، عمارت بويهيان و غير آنان زياده بر سيصد و شصت سال باقى و برقرار بود ، و در قرن 5 و 6 و 7 بلكه تا اواخر قرن 8 همه سالم ، و هيچ شكستى در آنها رخ نداد ، چنان كه ابن بطوطه سياح معروف كه در سنه 727 بدان زمين مقدس ورود نموده در سفرنامهء خود نوشته كه : مشهد حسين ابن على ( ع ) در داخله شهر كربلا واقع و بر در آن دربانانى ايستاده ، و هركس وارد مىشود آستانه را كه از نقره است مىبوسد و بر ضريح مقدس قنديلهائى از طلا ، و بر درها پردههائى از حرير آويخته ، و اهل اين شهر دو طايفه از اولاد زحيك و اولاد فائزند كه همه بيك پدر منتهى مىشوند ، و هماره ما بين آنها كشتار در كار و ازاينرو خرابى بسيار بدين شهر وارد آمده ، انتهى .
نهم ، در سنه 767 سلطان اويس جلايرى فرزند شيخ حسن ايلگانى بموجب
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 606
مساهمون: ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
ص٦٠٦