* ( 241 - وفات مرحوم ميرزا محمد مهدى شهرستانى ) * * ( أعلى الله مقامه ) *
شهرستان ، چنان كه در « روضات : 725 » و « فارسنامه 2 : 247 » و غيره نوشته ، بفتح شين معجمه و سكون هاء و فتح راء و سكون سين مهمله و فتح تاء مثناة فوقانى و بعد از آن الف و نون ، نام چندين موضع بوده و مىباشد .
اول شهرستان خراسان در ميانهء نيشابور و خوارزم در آخرين حد شهرهاى خراسان و آغاز ريگستان خوارزم كه آن را عبد اللّه بن طاهر امير خراسان در خلافت مأمون بنا نهاده و جماعتى از علماء از آن بهم رسيدهاند از آن جمله شيخ أبو الفتح محمد بن أبو القاسم عبد الكريم صاحب كتاب « ملل و نحل » .
دويم شهرى بوده در فارس كه آن قاعده ناحيهئى از آن مملكت بوده كه اينك شهر كازرون در آن ناحيه مىباشد و آن را تهمورس ديوبند پادشاه معروف ساخته و پس از آن اسكندر رومى خرابش نمود ، پس شاپور بن اردشير بابكان مجددا آن را ساخت و توابعى برايش قرار داد كه يكى از آنها قريهء كازرون و آن را كوره ( يا خوره ) شاپور گفتند و يكى از قسمتهاى پنجگانه مملكت فارس گرديد پس فيروز بن بهرام كازرون را شهرى نمود و بتدريج شاپور خراب شده و از بين رفت مانند بسيارى ديگر از شهرها و ديهات كه شهرى مبدل بديهى ، و ديهى مبدل بشهرى گرديده چنان كه درباره بسطام و شاهرود در عنوان 195 ( ص 474 ) نوشتيم .
سيم شهر جى كه نخست شهر اصفهان در آن محل بوده و اينجا كه اصفهان امروزه است چندين قريه بوده كه يكى از آنها قريه جوباره محل نشيمن يهود بوده و بعد از آن آن ديهات بهم متصل شده و به صورت شهر درآمده و بنام اشهر و اعظم آنها كه جوباره بوده يهوديه ناميده شده و بتدريج شهرستان از صورت شهرى افتاده و يهوديه عنوان شهرى به خود گرفت و باصفهان معروف شد و اينك كه زمان ما است شهرستان ديهى است بر كنار رودخانه زايندهرود و ناحيهئى كه شامل اين ديه و ديهات حومه شهر ( سه طرف جنوب و شمال و مشرق - چنان كه در « تاريخ اصفهان : 176 » بالاى صفحه فرموده ) مىباشد « جى » گويند .
چهارم قريهاى در بلوك خنج فارس كه بسه فرسخ كمتر طرف مشرق قصبهء خنج است چنان كه در « فارسنامه : گفتار 2 : 198 » نوشته .