آن چنگ همچون مهوشان موى سر اندر پاكشان * چون مهوشانش زان نشان چنگى بدامان پرورد
مطرب بچنگ رامتين در بزم پور آبتين * در پرده ز اشعار متين مدح جهان بان پرورد
تجديد مطلع
تا آن نگار نوشلب لؤلؤ بمرجان پرورد * زان لؤلؤ مرجان سلب در جسم مر ، جان پرورد
از طره صد مشگين زره افشاند بر سيم سره * و اندر شكنج هر گره كفريست كايمان پرورد
ستار ايمان است آن وز كفر برهان است آن * يا دست شيطانست آن كش نور يزدان پرورد
هم قصد جسم و جان كند هم رخنه در ايمان كند * هم غارت ايمان كند دستى كه شيطان پرورد
مژگانش هنگام شكن سندان كند برگ سمن * هرچند خود آن سيمتن در سيم سندان پرورد
پنهان پرى هست و برى از آهن وز افسونگرى * صد كوه آهن آن پرى در سينه پنهان پرورد
لعلش چو آتش پربها در آتشش آب بقا * يا عدل شه آن آب را در نار سوزان پرورد
شمس عرب شير عجم خورشيد دل جمشيد جم * شاهى كه در ظل كرم ابناى كيهان پرورد
دارا محمد شاه راد ، آن داور دارا نژاد * ابناى دوران را بداد ، آنك چو دوران پرورد
آنگاه چند بيت ديگر در مدح محمد شاه دارد ، و همچنين انواع ديگر اشعار در موعظه و نصيحت و حكمت و معرفت و مدح اهل بيت رسالت ( صلوات اللّه عليهم اجمعين ) در مجمع از او نقل كرده .
مرحوم سپهر ( ره ) در اواخر ماه محرم الحرام سنه 1297 به مرض استسقاء مبتلا و روز بروز آن مرض همى برافزون شد ، تا در پيش از زوال روز چهارشنبه بيست و هفتم ماه ربيع الآخر آن سال كه سنه هزار و دويست و نود و هفت بود چنانكه فرزندش مرحوم ميرزا هدايت اللّه در ديباچه جلد احوال حضرت امام حسن عليه السلام از « ناسخ » نوشته ، مطابق 19 حمل ماه برجى در طهران وفات كرد و نعش او را حمل بنجف اشرف و در آن مكان مشرف دفن كردند ، و در ماده تاريخ او ( ميرزا تقى سپهر لسان الملك ) گفتند . و در « المآثر : 188 » روز چهارشنبه 17 ربيع الآخر گفته ، و آقاى قائم مقامى در مقدمه « تاريخ قاجاريه : 10 » از « روزنامهء شرف » نيز 17 نقل كرده و از خط فرزندش ميرزا عباسقلى خان در آخرين صفحه كتاب « گرشاسبنامه » عبارتى نقل كرده بخلاصهء اينكه اين كتاب از كتابخانه پدرم ميرزا محمد تقى سپهر لسان الملك