تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
قدرى كه گفتيم در احوال حضرت امام زين العابدين ( ع ) نوشته كه مطبوع بلكه منتشر هم نشده . اينك بايد قدرى از اشعار او را هم در اينجا بياوريم ، همانا ، در ( جلد اول : سال 1198 عنوان 40 ص 78 ) نوشتيم كه حاج ميرزا آقاسى اين شعر را گفته :
ساقى بده رطل گران زان مى كه دهقان پرورد * انده برد غم بشگرد شادى دهد جان پرورد
و گفتيم كه مرحوم فروغى بسطامى و ميرزا محمد تقى سپهر و حكيم قاآنى شيرازى ، هريك اين شعر را مطلع قرار داده و غزلى ( يا قصيده‌ئى ) بر روى آن گفته‌اند ، و در اين جلد حاضر ( عنوان 195 سال 1213 ص 476 ) نيز اين سخن را مكرر و از فروغى بسطامى را نقل كرديم و اينك اينجا از صاحب عنوان را نيز بنقل از « مجمع الفصحا 2 : 160 » مىآوريم .
ساقى بده رطل گران زان مى كه دهقان پرورد * انده برد غم بشگرد شادى دهد جان پرورد در خم دل پير مغان ، در جام ؛ مهر زرفشان * در دست ساقى قوت جان رخسار جانان پرورد آن لعل زردازرد ازرد بين آن مهر مجلس‌گرد بين * آن داروى هر درد بين كز درد درمان پرورد از عكس صهبا باردان ، رنگين برخ چون ناردان * وان ناردان ، آن نار ، دان كش آب حيوان پرورد همشيرهء جان است مى هم شير مرجان است مى * مر ، جان جانان است مى زان شيرهء جان پرورد آهوى بزم از ساحرى آورده گاو سامرى * وان گاو از دستان گرى در حلق دستان پرورد ساقى برخ گلبرك تر عكس رخش در جام زر * چون پور آزر ناگزر زاذر گلستان پرورد اينك شبى و منظرش ماه است و پروين از برش * و اندر هلال ساغرش خورشيد رخشان پرورد مرغ سحر شد در طرب مرغ صراحى كن طلب * زان مه كه با سيمين غبب چاه زنخدان پرورد سلطان چرخ واژگون راند از در جوزا هيون * سامان سلطانى كنون در كاخ سرطان پرورد ماهى برد تفسيده‌تن حسرت بمرغ باب زن * كز آب اين سوزان مجن تابنده نيران پرورد اكنون كه مهر آسمان تفته زمين كرد و زمان * مهره برنگ بهرمان در مغز ثعبان پرورد هم راوق بيجاده كن هم بيد برگ آماده كن * با خويش كار باده كن زان مه كه كتان پرورد خيز اى بت گلنار رو ساز صبوحى بازجو * زان راوقى كز رنگ و بو سيب سپاهان پرورد خنياگر جادو نسب از جادوئى بگشاده لب * ناهيدوش از نيم‌شب صد گونه اى جان پرورد
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 590 | ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )