تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
عزيمت عراق عجم و فارس را نموده و پس از يك سال با جماعتى از دوستان جانى و برادران روحانى به زيارت آستان مقدس سلطان خراسان فيض‌ياب شد و در آن ايام اردوى نادرى كه در اواخر شوال سنه 1153 از هند برگشته در آن ارض أقدس مقيم و عازم جبال لكزيه بوده پس وى بعد از چند روز توقف در آن زمين برين دوشنبه 26 ذىالحجه بهمراهى اردو از راه مازندران حركت كرده بآذربايجان رفت ، و از آنجا عزيمت عراق نموده ، و در اصفهان كه وطن آباء و اجدادى او بود توطن فرمود و پس از قتل نادر شاه چندى مستوفى و نويسندهء على عادل شاه و در سلك ملازمان ركاب وى و ابراهيم شاه برادرزادگان نادر منسلك بود ، چنان كه در اول ورود ابراهيم ميرزا بعراق سمت داروغگى دفتر داشت ، و يك روز قبل از اينكه وى در قم با ميرزا سيد محمد شاه سليمان ثانى جنگ كند أسير فوجى از سپاه عليشاه شده ، و بدستيارى حفظ الهى از بازخواست شاهى نجات يافته و آزاد گرديد ، و در جلوس شاه اسماعيل ثالث كه در سنه 1164 بوده به خدمتگزارى او مقرر شد ، و در جنگ كنار آب كرن كه در سنه 1165 ميانه علىمردان خان بختيارى و كريمخان واقع شد حاضر و محبوسا آن قضيه را ناظر بود ، و بعد از جنگ خلاص شد ، و در سنه 1167 تأهل اختيار كرد . مرحوم آذر ، در طول مدت چندين سال اين مائه دوازدهم كه متجاوز از نصف آن در سرتاسر ايران قحط و غلا و گرانى و ناامنى و جنگ و جدال و فتنه و آشوب و زدوخورد در كار بود و هيچ‌كس به هيچ كار نمىتوانست بپردازد ، و بخصوص أهل علم و ادب و فضل و كمال همه پژمرده و افسرده بودند ، مانند بسيارى ديگر از بزرگان آن زمان دنبال علم و ادب را رها نكرده ، و خدمت جمع كثيرى از علماء و عرفاء و شعراء و ظرفاء و ارباب فضل و كمال و اصحاب وجد و حال رسيده ، و از فيض صحبت هريك بهره‌مند گرديد و علوم متداوله را دريافت ، و بخصوص هماره با چندين نفر از شعراء آن عصر كه خود در « آتشكده : پرتو اول از مجمرهء دويم » شرح احوال و آثار ايشان را بعنوان معاصرين ذكر كرده محشور و معاشر و بمجالست و مصاحبت و محاورت و مشاعرت مىپرداختند و در آن دوره كه طرز سخن‌سرائى شعراء متقدمين داشت تجديد مىشد ، و رسم شعر گفتن دورهء صفوى كه بسبك هندى مىنمود از بين مىرفت ؛ چندين نفر