شعراء خراسان 3 : در شعراء طبرستان و جرجان و آن حوالى 4 : در شعراء عراق مشتمل بر دو شعاع ، اول : در عراق عرب دويم : در عراق عجم 5 : در فارس ، و چنان كه ولايات اين شرارهها به ترتيب حروف است اسامى شهرهاى هر شعاعى نيز به ترتيب حروف و اسامى شعراء يعنى تخلصات آنها نيز در هر شهرى به همان ترتيب است و مجمرهء دويم فقط منقسم است بر دو پرتو . پرتو اول : در شعراء عصر غير از خودش نيز به ترتيب حروف تهجى نسبت بتخلصات آنها پرتو دويم : در احوال خودش . و گذشت كه برادر وى اسحاق بيك اين كتاب را مختصر نموده ، و ما ؛ در اين كتاب در بسيارى از مواضع ، از اين كتاب « آتشكده » نقل نموده و مىنمائيم .
و در « الذريعة 1 : 4 و 5 » چندين كتاب بنام « آتشكده » ذكر كرده . دويم : كتاب « دفتر نه آسمان » در شعراء معاصرين خودش كه در « الذريعة 8 : 226 » ذكر كرده سيم : « ديوان اشعار » زياده بر ده هزار بيت ، چنان كه در « تحفة العالم » فرموده و خود در « آتشكده » در ضمن پرتو دويم نوشته كه هفت هشت هزار بيت از افكار خويشتن را تدوين كرده و در تاراج اصفهان مفقود شد . لا جرم مدتى طوطى ناطقه لال ، و طبعش شكستهبال بود ، تا باز گاهگاهى بتكلف احباب بآرايش گلشن خيال پرداخت انتهى .
چهارم : كتاب « قصه يوسف و زليخا » كه آن منظومهئى مثنوى بر وزن « گلشن - راز » است در دوازده هزار بيت ؛ و اينك اين اشعار از آن نقل شد :
بنام آنكه نامش كرد يغما * دل از يوسف چو يوسف از زليخا
تعالى اللّه خداوند يگانه * كه بود و هست و باشد جاودانه
شب و روزآور روزان و شبها * به هم آميز غمها و طربها
چراغافروز پيران سحرخيز * نواآموز مرغان شبآويز
شكرپاش دهان نوشخندان * خردبخش دماغ هوشمندان
ثرياساى فرق كج كلاهان * فسونفرماى چشم خوشنگاهان
خرامانساى كبك كوهسارى * نواپرداز مرغ مرغزارى
ورقگردان هر شاخ و گياهى * جرس جنبان هر گمكردهراهى
بجستجوى آن يكتا در پاك * ز سطح خاك تا بالاى افلاك