تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
است كه پير گرفتن فرض و واجب نيست بل از نوافل است ، پس هركه زهد و رياضت اختيار كند ابتغاء لوجه اللّه تا هرچه در كتب اسلاميه مطالعه كند بر وفق آن عمل نمايد پير و هادى او اللّه تعالى گشت چه راه خودش بنمود . درين باب كلام مشهور است كه " لا يزال العبد يتقرب الى اللّه بالنوافل " « الف » كرامت و قربت او گردد نه آنكه ديگرى را به حد قربت رساند ، اگر مردم قصد خدمت او كنند و استماع اقوالش نمايند بر ايشان نيز تاثير پيدا خواهد آمد و لكن اين كس شايان آن نگشته كه دعوت خواص نمايد و ذكر و فكر از القاء نفس خود تعليم كند و مريد گيرد و از خطرات مخالف و موافق آگاه سازد و از مهلكات خلوت بياگاهد چه ذكر را و خلوت را و ارادت را اكثر من ان يحصى وارد مىگرداند « ب » تا هركه به حضرت شيخ كامل از آن واردات نگذشته باشد خود نتواند گذشت و نه مريد را توان گذرانيد چه فرق نتواند كرد ميان واردات نفسى و جنى و شيطانى و ملكى و رحمانى و كتب اهل سلوك ازين نوع كلمات مملو و مشحون‌اند اما بىطول صحبت مرشدى كه او نيز بحضور شيخ خود تجربه كرده باشد ، هكذا الى عهد رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم ، مكشوف نگردند چه تمام احوالات از خير و شر در تحرير نيايد تا معاينه كرده نشود ، اما اگر اين عالم زاهد طلب مولى « ج » نمايد اين برو فرض گردد كه خدمت پيرى موصوف بصفات كمال كند و اگر در رساله‌هاى تصوف نظر كنى هيچ جاى نفرموده‌اند كه فلان‌كس و فلان شيخ از زهد و رياضت و علم و عمل بىاذن مرشد كامل بكمال « د » برسيد بل خواهى ديد كه فلان‌كس را از فلان و فلان را از فلان اذن آمده است و آنچه در بعض رساله‌ها تحرير نموده كه فلان‌كس حق زيارت قبر فلان شيخ بجاى آورده است ، بركت آن يافته ، آن محمول بر آنست كه شيوخ زمان را دريافته باشد و از ايشان شرف و دعا و اذن به دو رسيده باشد ، بعد از آن ازدياد بركت از قبر يافته باشد نه آنكه بسبب زيارت قبر
هامش
( الف ) مسند احمد ج 6 ص 256 ( ب ) مىگردند ( كذا فى تذكرة الابرار ص 59 ) ( ج ) غح ، عر ، مظ . اگر اين عالمى را هر طالب مولى نمايد ( د ) سع ، غح ، مظ ( بكمال ) ندارد
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 396 | شيخ محمد شعيب