تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
در باغ ( و ) بوستانم ، ديگر مخوان مغنى « الف » * باغم بس است قرآن ، بستان ما محمد
راهى كه سالك با درد يك روز قطع كند بىدرد يك ماه قطع نكند « ب » و در هر عصرى كه يك اندوهگين باشد كه همه عالم « ج » در پناه درد او بگذرانند « د » قال عليه السلام " اقرب الناس الى اللّه تعالى يوم القيامة من طال حزنه " « ه » و يكى از صفات رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و آله و سلم آنست كه متواصل الحزن و دايم الفكر بود و بزرگى « و » فرمود " لما مات فضيل ذهب الحزن عن الارض " وقتى دو كس منازعت مىكردند ، يكى گفت " من عرف اللّه زالت حزنه " و ديگر گفت " من عرف اللّه طالت حزنه "
گر شام غم عشق صباحت باشد * خون جگر و ديده مباحت باشد با هر دوجهان غمش مقابل نكنم * كه اندوه و بلا دوست را راحت باشد
در رد البدع آورده است كه رابعه بصرى رضى اللّه عنها هفت روز چيزى نخورده بود . و چون شب هشتم رسيد نفس با وى در معارضه آمد و گفت " اى رابعه ! مرا هلاك مىكنى رابعه ( رح ) گفت " صبر كن هرچه امشب رسيد از تو باز ندارم " نماز شام شخصى آه و كاسهء طعام بياورد ، رابعه ( رح ) كاسهء بنهاد خواست تا چراغ بيارد ، چون چراغ آورد گربه طعام ( را ) ريخته و كاسه ( را ) شكسته بود ، چراغ بنهاد ، خواست تا كوزه آبى بيارد ، چون آب آورد چراغ مرده بود ، خواست تا در تاريكى آب
هامش
( الف ) معين ( يعنى خواجه معين الدّين چشتى اجميرى رحمة اللّه عليه . اين غزل از اوست . رجوع كنيد به سرورق ترجمه مواهب الدنية از مولانا عبد الجبار خان ، طبع محمد على كارخانه كتب اسلامى كراچى ج 2 ص 12 ) ( ب ) راهى كه سالك با درد يك روز قطع كند سالكى بىدرد بيك ماه قطع كند ( كذا فى تذكرة لابرار و الاشرار مؤلفه آخوند درويزه ننگرهارى ، طبع اداره اشاعت سرحد پشاور ص 64 ) . ( ج ) سع ، غح ، مظ ، علم ( د ) بگذارند ( كذا فى تذكرة الابرار و الاشرار ص 64 ) ( ه ) ابن الجوزى اين حديث را موضوع قرار داده است ( كتاب الموضوعات طبع مدينه منوره 1388 ه جز ثالث ص 149 ) ( و ) يعنى شيخ عبد اللّه بن مبارك رحمة اللّه عليه ( تذكرة الاولياء ج 1 ص 87 ) . ( * ) پس از صفحه 394 ( سع ) صفحاتى چند غير مرتب در صورتى كه تسلسل متن برجا مانده منسلك " سع " كرده شده نيز برابر چهار صفحات " غح " غح ، و مظ " آخرين متن از " سع " ساقط شده است . ازين‌رو تا آخر متن با صفحات " سع " صفحات " غح " را معا نشان داده‌ايم . )
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 392 | شيخ محمد شعيب