تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
بر ابلق زمانه سوارى به هوش باش * كه اسپى « الف » تو كهنه لنگ به تند آن سوار گير غره مشو كه كام بكام تو مىرود * زيراكه تو ضعيفى و او تند هست بار گير « ب »
* * *
در جان چو كرد منزل ، جانان ما محمد * صد در گشاده در دل ، از جان ما محمد ما بلبليم نالان ، در گلستان احمد * ما لؤلؤيم ( و ) مرجان ، عمان ما محمد مستغرق گناهيم ، هرچند عذر خواهيم * پژمرده چون گياهيم ، باران ما محمد « * » از درد زخم عصيان ، ما را چه غم كه سازد از مرهم شفاعت ، درمان ما محمد * ما طالب خدائيم ، « ج » در دين مصطفىايم بر درگهش گدائيم ، سلطان ما محمد * از امتان ديگر ، ما آمديم بر سر آن را « د » كه نيست باور ، برهان ما محمد * اى « ه » آب و گل سرودى ، وى « و » جان و دل درودى تا بشنود ؟ ؟ ؟ يثرب ، « ز » افغان ما محمّد
هامش
( الف ) ايضا - گراسپى - قياسا كاسپ تو ( ب ) مصرع از وزن افتاده است . ( ج ) بر ( ايضا ) ( د ) و انرا ( ايضا ) ( ه ) از ( ايضا ) ( و ) و از ( ايضا ) ( ز ) طيبه ( ايضا ) ( * )( امروز خون عاشق در عشق گر هدر شد * فردا ز دوست خواهد ، تاوان ما محمد )( رجوع كنيد به " نهج البلاغة مصنفه سيد محمد عبد اللّه ابن عبده الحسينى ، طبع مجلس مركز عبوديه دارالسلام گلبركه شريف . 19 گز لائن . پشاور صدر ، اشاعت اول 1986 م . مصنف موصوف اين غزل را تبركا در ابتداى كتاب نقل كرده است . اين شعر كه در حاشيه درج كرديم هم از آنجا نقل شده و تصحيحات ديگر اين غزل هم از آنجا صورت گرفت ) .