تركش بود « 204 » او را ( كافور ) مىگفتند ، كسى هديه آورده بود و بر وى تمثال عقارب « الف » بود ، حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بر آن تمثالها مسخ فرمود ، حق محو كردند و نه شمشير ، ذو الفقار « 205 » از غنيمت بدر بود و سه شمشير از غنائم بنى قينقاع بود و يك شمشير از آن قلعى بود و آن مقامى است در باديه و يك بتار نام داشت و يك را صيف « ب » نام يك شمشير از عبد اللّه ميراث آمده بود ، او را عضب « ج » مىگفتند و يكى ديگر قضيب نام داشت ، اين اول شمشيريست كه حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم حمائل كرد و شمشير را دنباله غلاف و دهن غلاف بود و در ميان چند حلقه نقره بود . و دو زره بود يكى را سعديه نام و ديگر را قصيه « د » مىگفتند و گويند زرهء داود عليه السلام كه بقتل جالوت پوشيده بود در خدمت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم آمده بود و يك خود بود وى را سبوع مىگفتند و يك كمربند بود و در وى سه حلقه نقره بود و آنرايم وى هم نقره بود يعنى آن حلقه خورد و نصف حلقه كج كه بر راه بدين بر شكم محكم كند و بروايتى علمى بيرق سياه و لواى سفيد بود .
در ذكر اشياء آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم
صندوقچهاى بود كه در وى آئينه و شانه بود ازعاج و سرمهدان و مقراض و مسواك بود و فراش آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم از پوست بود و حشو ليف
هامش
( الف ) عقاب ( ايضا )
( ب ) حنف ( ايضا )
( ج ) العضب را سعد بن عباده ( رض ) هديه فرستاده بود
( د ) فضه . سعديه و فضه هر دو از بنى قينقاع بدست آمده بود
( 204 ) تمثال عقاب بر ترس يعنى سپر بود نه كه بر تركش كه كافور نام داشت ، علامه بيهقى ( رح ) از حضرت عائشه ( رض ) روايت مىكند " انها قالت اهدى لرسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم ترس فيه تمثال عقاب او كبش فكرهه فاصبح و قد اذهبه اللّه " . ( شرح مواهب ج 3 ص 381 ) .
( 205 ) ذو الفقار مشهورترين شمشيرهاى آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بوده و در غزوهء بدر بطور غنيمت يافته بود . قبلا از آن عاصى بن منبه بود كه در بدر بقتل رسيده و بقول كسى منبه بن وهب و بقولى نبيه بن الحجاج ، و آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم آن را به حضرت على رضى اللّه تعالى عنه عطا فرمود چنان كه يوم بدر ملكى كه رضوان نام داشت ، از آسمان ندا كرد " لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على " ( شرح مواهب الدنية ج 3 ص 378 ) .