تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
خرما و يك قدح داشت كه سه پيوند محكم كرده بود و حلقه داشت كه به آن مىآويختند از مد خورد و از نصف مد بزرگ و قدحى ديگر بود ، او را زيات مىگفتند « 206 » و يكديگر سنگين ، او را مخضب مىگفتند و يك از برنج بود ، حنا و كتم در وى داشتى تا در وقت حرارت بر سر نهادى و يك قدح از شيشه بود و يك كاسه روئين بود و يك صاع و يك مزبود « 207 » و يك سرير بود و يك چادر بود كه شب پوشيدى و يك كساء سياه داشت ، به كسى داد . ام سلمه رضى الله عنها پرسيده كه كساى سياه چه كردى ؟ فرمود " به كسى بخشيدم " گفت و الله كه هرگز در چشم من از آن خوب‌تر هيچ‌چيز نيامد كه روى سفيد نورانى تو از آن كسا شب رنگ طلوع كردى و حسن كمال باجمال يك هزار نمودى ، و يك دستار سياه داشت ، وى را سحاب مىگفتند ، بامير المؤمنين على رضى الله عنه بخشيده چون امير المؤمنين على رضى الله عنه با آن دستار پديدار شدى ( فرمودى ) " اياكم على فى السحاب " و آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را دو جامه خاص براى جمعه بود وراى جامه‌هاى ديگر كه هر روز پوشيدى و منديلى بود كه دست و پاى روى مبارك به آن مسح فرمودى و به اين مقدار اختصار نمودم .

در ذكر وفات آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم

در حديث آمده است كه آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم روز دوشنبه متولد شده و روز دوشنبه پيغمبر شده و روز دوشنبه از مكه شريف هجرت كرده و روز دوشنبه بمدينه منوره آمده و روز دوشنبه وفات يافته و آن روز كه حليمه سعديه ( رض ) براى ارضاع آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم آمده بود و در مكه شريف داخل شده ،
هامش
( 206 ) اصلا ريان بمعنى سيراب است ، چون در قدح آب و شير نوشيده مىشود تسميه بريان مناسب باشد . ( 207 ) مد بضم الميم ( فرهنگ نوين ) مكيال ، پيمانه غله و آن نزد اهل عراق دو رطل عراقى و نزد مردم حجاز معادل 3 / 1 ، 1 ( يك و ثلث ) رطل يا مقدار پرى دو دست مرد ميانه چون هر دو كف را پر كند ( منتهى الارب ، طبع لاهور 1325 ه ج 4 ص 174 ) . سيد محمد مؤمن در رساله مقادير گويد در كتب فقه مد كه پيمانه‌ايست برابر يك من يا نزديك من يا نزديك به آن بتقريب تحقيق زكات مال و زكات فطر و بتقريب بعضى از كفارات و غير آن مذكور سازند و مد بنا بر آنچه در قاموس و صحاح مذكور است دو رطل عراقى و ربع عراقى بيان نموده‌اند ( فرهنگ فارسى از معين ) .