آن روز دوشنبه بود و على بن ابى طالب كرم اللّه وجهه غسل داده و فضيل « الف » و قشم « ب » پسران عباس ( رض ) مدد كردند و اسامه بن زيد و صالح ( رضى اللّه عنهم ) آب مىريختند و آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را كفن كردند و در سه جامهء سحولى « 208 » و آن نسبت به مكانى است و در آن سه جامه پيراهن و عمامه نبود و در صحيحين چنين ثابت شده و بيقين پيوسته كه چون آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را در كفن پيچيدند و بر سر گور نهادند بر كنار مردمان گروهگروه در آمدند و جماعت جماعت بر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم نماز مىگذاردند و كسى امامت ايشان نمىكردند و اول كسى كه بر او نماز مىگذارد عباس ( رض ) بود و ديگر بنو هاشم و ديگر مهاجر و ديگر انصار و ديگر سائر مردمان و چون مردمان از نماز فارغ شدند اطفال درآمدند و ديگر زنان نماز گذاردند و اين معامله بنا بر وصيت آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بود و آنچنان بود كه عبد اللّه ابن مسعود ( رض ) فرمود كه من از آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم پرسيدم كه يا رسول اللّه ! به تو نماز كه گذارد فرمود " چون مرا بشوئيد ، در كفن نو پيچيد مرا تنها بگذاريد ، اول كسى كه بر من نماز گذارد دوست من جبرائيل ( ع ) خواهد بود ، پس ميكائيل ( ع ) و اسرافيل ( ع ) و ملكالموت ( ع ) با گروهگروه انبوه از ملائك . بعد از آن شما فوجفوج درآئيد و بر من نماز گذاريد و بگريه و نوحه مرا متأذى مسازيد و بايد كه ابتداى نماز بر من اهل بيت من باشند و بعد از آن زنان اينها ، آنگاه سائر اصحاب ( رض ) و سلام من بر ياران من كه غائباند برسانيد و بهركس كه پيروى من كند و طاعت من نمايد تا روز قيامت سلام من رسانيد ، بيت :
روزى كه ز تو سلام باشد ما را * و از حضرت تو پيام باشد ما را
از تو نكنم توقع پرسيدن * انديشهء تو تمام باشد ما را
هامش
( الف ) فضل ،
( ب ) قثم ( همچنين علامه ابن الاثير ، حافظ ابن كثير و مؤرخ ابن هشام نوشته است ) .
( 208 ) سحولى منسوب به سحول ، قريهاى از قريههاى يمن كه آنجا پارچه از پنبه سفيد مىبافند . ( معجم البلدان ج 3 ص 195 ) .