تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
خوب‌تر اندر جهان زين چه بود كار * دوست بر دوست رفت يار بر يار آن‌همه اندوه بود ( و ) اين‌همه شادى * آن‌همه گفتار بود ( و ) اين‌همه كردار
و قبر ايشان در مهنه است .

حضرت سيد احمد بن ابو الحسن رفاعى قدس اللّه سره :

از اولاد امام موسى كاظم ( رح ) اند رضى اللّه عنه و نسبت خرقهء ايشان به پنج واسطه به شيخ شبلى ( رح ) مىرسد ، حضرت غوث الاعظم قدس اللّه سره را ديده‌اند و در ام « الف » عبيده بطائح « 172 » سكونت داشتند و شافعى مذهب بودند - ابو الحسن على كه خواهرزادهء ايشان‌اند گفتند روزى بر در خلوت ايشان نشسته بودم آواز كسى شنيدم ، چون نظر كردم پيش خال من شخصى نشسته بود كه آن را هرگز نديده بودم ، ساعتى باهم سخن گفتند ، پس آن شخص از روزنى كه در ديوار حجرهء شيخ بود بيرون آمد و چون برق در هوا بگذشت - پيش سيدى درآمدم و پرسيدم كه اين مرد كه بود ؟ فرمودند تو او را ديدى ؟ گفتم ديدم ، گفتند او كسى است كه خداى تعالى بحر محيط را بوى محافظت مىكند و يكى از رجال « ب » اربعه است ، سه روز است كه مهجور شده است اما خبر ندارد گفتم يا سيدى سبب مهجورى او چيست ؟ گفتند در يكى از جزائر بحر محيط هفتم است ، آنجا سه شبانروز باران متصل باريد و بخاطر او گذشت كه كاش اين باران در آبادانى مىباريد ، بعد از آن استغفار كرد ، بسبب اين اعتراض مهجور شد - من گفتم يا سيدى ! او را ز مهجورى خبردار ساختى ؟ گفتند شرم
هامش
( الف ) سع ، غح مظ - امام عبيده ، ولى ام عبيده درست است ( كذا فى نفحات الانس و طبقات الكبرى ) ( ب ) سع - رخال ، غح مظ - خال ( 172 ) بطيحه يا بطحاء كه جمع آن بطائح است و ماده آن بطح است " اى تبطح السيل على الارض ( يعنى آب سيل كه بر سطح زمين انتشار و وسعت يابد ) و اين ارض وسيع در ميان واسط و بصره است كه در زمانهء قديم خيلى آباد بود ( معجم البلدان ج 4 ص 450 ) .
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 333 | شيخ محمد شعيب