است و لقب شمس الدّين حضرت مولانا عبد الرّحمن جامى ( رح ) فرمودهاند با وجود آنكه معلوم نيست كه به ظاهر دست ارادت به پيرى داده باشد امّا ايشان را " لسان الغيب " گفتهاند و آثار حقائق و معارف در ديوان ايشان بسيار است و در تذكرهء عبد القادر بدوانى از خدمت نظام الدّين ابتنهى « الف » نقل كرده است كه حافظ مريد خواجه بهاء الدّين نقشبند ( رح ) است - وفات خواجه در سال هفتصد و نود و دو هجرى بود و قبر وى در شيراز است .
شيخ سعدى رحمة الله عليه :
لقب ايشان مشرف الدّين و نام مصلح الدّين بن عبد اللّه است و تخلص سعدى ، در علوم ظاهر و باطن و نظم و نثر كامل و مجاور بقعهء شريفهء شيخ ابو عبد اللّه خفيف ( رح ) بودند قدس اللّه سره و بارها به زيارت حرمين الشّريفين پياده رفتند و در اكثر اقاليم گشتهاند و به هندوستان بتان را شكستند و صحبت شيخ شهاب الدّين سهروردى ( رح ) و بسيار از مشايخ دريافتهاند و در بيت المقدس و بلاد شام مدتى سقايه كردهاند - وقتى با يكى از اكابر سادات فىالجمله گفتگوى واقع شده آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را بخواب ديد كه او را عتاب كرد ، چون بيدار شد پيش او آمد و عذر خواست و تصانيف ايشان مشهور و
هامش
- پسر بزرگش شيخ صدر الدّين عارف ( رح ) هم مدفون است - اين مقبره را شيخ بهاء الدّين ( رح ) با هزينهء شخصى خود تعمير كرده بود ( رجوع كنيد به احوال و آثار بهاء الدّين زكريا ملتانى رحمة اللّه عليه مرتبه دكتر بانو شميم محمود زيدى ، طبع مركز تحقيقات فارسى ايران پاكستان 1974 م ص 46 بحوالهء تاريخ بخش ملتان ص 64 ) دربارهء تاريخ وفات شيخ اختلافات زيادى وجود دارد - اقوال مؤلف خلاصة العارفين ( ص 171 ) سفينة الاولياء ( ص 115 ) نزهة الخواطر ( ص 234 ) ، منبع البركات ( ص 66 ، به همين تاريخ موافقاند - مؤلف سرزمين هند ( ص 66 ) انوار العارفين ( ص 99 ) ، آئين اكبرى ( ص 207 ) و مرقع ملتان ( ص 212 ) سال 665 ) نوشتهاند ، درحالىكه تذكرهء اولياى هند ( ص 131 ) ، تذكرة الشّعرا ( ص 28 ) و فهرست موزه بريتانيهء ( محل متعلقه ) سال وفات او را 661 ه نوشتهاند و روى مقبرهء شيخ هم همين تاريخ حك شده است - در مخبر الواصلين ( ب 30 ) " شاهباز مقام عليين - 666 ه " و سرزمين ملتان ( ص 85 ) " شه بهاء الدّين سيد واصلان 666 ه " مسطور است .
( الف ) غح ، عر ، مظ - انتهى