حنفى المذهب بودهاند ، از اكمل مريدان و اجل خلفاء و جانشين شيخ الشّيوخ شيخ شهاب الدّين سهروردى ( رح ) اند و صاحب كشف و كرامات عاليه و خوارق ظاهره بودهاند - گويند كه چون از سفر حج مراجعت نمودند به بغداد رسيد شيخ الشّيوخ را دريافته مريد شدند و طريقهء خرقهء پوشيدن ايشان چنين است كه بعد ازين كه به خدمت شيخ الشّيوخ در پيش آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم بر پاى ايستاده و در آن خانه طناب بسته و خرقهء چند بر آن طناب آويخته است و آن سرور صلى الله عليه و آله و سلم مرا طلبيدند و شيخ الشّيوخ دست مرا گرفته بقدم بوس آن حضرت صلى الله عليه و آله و سلم مشرف گردانيدند ، آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم اشارت به خرقهاى از خرقهها كه آويخته بود فرمودند ، گفتند " مر اين خرقه را به بهاء الدّين بپوشان " شيخ الشّيوخ آنچنان كردند على الصّباح شيخ الشّيوخ برخاست مرا اندرون طلبيدند ، چون در خدمت ايشان رسيدم « الف » در همان خانه همان خرقه بر طناب آويخته ديدم ، شيخ الشيوخ برخاسته و خرقهاى كه حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلم اشارت فرموده بودند مرا پوشانيده گفتند " بهاء الدّين ! اين خرقهء حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم است ، من در ميان بيش نيم و كسى را بىاجازت نتوانم داد " و از حضرت شيخ الشّيوخ به ملتان آمده متوطن شده و بارشاد طالبان مشغول گشتهاند و خلق بسيار از بركت قدوم ايشان به هدايت رسيدند و اهل آن ديار همه مريد ايشاناند و كرامات و خوارق ايشان ظاهر است ولادت ايشان در سال پانصد و شصت و شش هجرى در قلعه كوث كدورى « 165 » روى داده ، وفات ايشان روز پنجشنبه بعد از اداى ظهر هفتم ما صفر ملتان است در حصار قديم . « 166 »
خواجه حافظ شيرازى قدس الله سره : -
نام شريف ايشان محمد
هامش
( الف ) سع ، عر مظ - رسيدند
( 165 ) در اذكار ابرار و سير العارفين و حديقة الاولياء " كوث كرور " نوشته است و اين اولين قلعه جاتى است كه سلطان محمود غزنوى قبل از تسخير هندوستان فتح كرده بود ( رجوع كنيد به اذكار ابرار ص 55 - سير العارفين ص 144 ) .
( 166 ) مقبرهء شيخ بهاء الدّين زكريا ( رح ) در ملتان است در گوشهء شمال شرقى قاسم باغ ، در همين مقبره -