تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
الاياس « الف » من النّاس و قصر الامل و الصّبر و الذّكر و المنّة و الجود و التّوبة و التّواضع و الخوف و الرّجاء و الجوع و حسن الظّن و ذكر اللّه تعالى - ببايد دانست كه يكى از اصطلاحات اين علم لسان الحال است و لسان الحال النطق من لسان المقال ، طائفه‌اى كه نظر ايشان همه عبرت و سخن ايشان همه فكرت است اغلب حال بىزبان سخن گويند - بدانكه بر اصطلاح علم سلوك يكى را سالك خوانند و دويم را راجح ، سالك آنست كه او اين راه را بر سبيل استمرار طى مىكند ، اگر درين كار اندك واقف افتد او را واقف خوانند ، اگر زود آن را تدارك نكند آن واقف بعنايت مقرون نگردانند بيم آن باشد كه راجع گردد و لغزش اين را بر هفت نوع است ، يكى را اعراض گويند دويم را حجاب ، سيم را تفاصل ، چهارم را سلب مزيد ، پنجم را سلب قديم ، ششم را تسلى و هفتم را عداوت و صورت اين آن‌چنان باشد كه عاشق و معشوق مستغرق محبت يكديگر شوند ، اگر از عاشق چيزى در وجود آيد كه ناپسنديدهء معشوق باشد معشوق ازو اعراض كند ، اگر عاشق زود بمعذرت مشغول شد آن اندك اعراض كه از معشوق بوده باشد ناچيز گردد و كار محبت او بر قاعدهء اصلى گردد ، اگر عاشق بر آن خطا امرار كند آن اعراض بحجاب كشد و اگر از آن هم مستغفر نشود آن حجاب را بتفاصل كشد و اگر از آن هم مستغفر نشود آن تفاصل را به سلب مزيد كشد يعنى از ذوق طاعات و عبادات بازگردد و اگر از اين هم مستغفر نشود آن سلب مزيد به سلب قديم كشد يعنى راحتى كه او را پيش ازين بوده باشد آن هم ازو باز ستاند ، اگر هنوز هم مستغفر نشود آن سلب قديم را به تسلّى كشد و تسلّى آن باشد كه معشوق را بر جداى عاشق دل قرار گيرد . و اگر ازين هم مستغفر نشود آن تسلى به عداوت كشد يعنى آن‌همه محبت به عداوت بدل گردد نعوذ باللّه منها . ببايد دانست كه هرچه از آدمى خرق عادت از قاعدهء اصلى ظاهر گردد ائمهء علم آن را چهار مرتبه نهاده‌اند ، مرتبهء اول را معجزه گويند ، مرتبهء دوم را كرامت
هامش
( الف ) و الياس
مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 304 | شيخ محمد شعيب