اللّوامع اظهر من اللّوائح و ليس زواليها بتلك السّرعة و الطّوالع بقاء و فناء
و اقوى سلطانا و ادوم مكثا - بعضى گويند الطّوارق « 152 » و البوارق « 153 » و البوادى « 154 » و الطوالع و اللّوامع و اللوائح الفاظ متقاربة المعنى من و المادى الاصول و مقاماتها و ديگر از اصطلاحات اين علم حضور و غيبت است ، فالغيبة ان يغيب القلب عن احوال الدّنيا و الحضور أن يحضر باحوال العقبى - بعضى گويند غيبت به منزل « الف » سكر است و حضور بمشابهء صحو - عزيز من ! در علم ظاهر هركه در حضور باشد در غيبت نباشد امّا فى ما « ب » نحن فيه هركه در حضور باشد او در غيبت افتاد يعنى هركه در حضور دوست شد از حضور خويش دور ماند - آرى تا كسى از خويش غيبت نكند با دوست حضور نتواند كرد ، غائب غائب حاضر حاضر بسيار يابند ، اگر كار با غائب حاضر دارد و يا حاضر غائب اگر از وجود غائب حاضر و يا از نهاد حاضر غائب تا گلدستهء باغ فردوس كننده با هيزم آتشكننده جهنم گردانند نه از رائحهء جهنم درو گذارى « ج » باشد و نه از رائحهء فردوس اهتزازى - چنين گويند وقتى حسين بن على رضى اللّه عنهما در سجده بود و چنان از خويش غائب و با حق حاضر شده بود كه ديوار خانه سراسر بيفتاد او پيش از وقت سر از سجده برنياورد و آن شنيده باشى كه وقتى درويش حاضر غائب در نماز بود ، شخصى او را آواز مىداد و او چون از نماز فارغ شد آن شخص بر سبيل تعجّب آغاز كرد كه چندين فرياد كه من مىكردم تو نمى
هامش
-افترقنا حولا فلمّا التقينا * كان تسليمه علىّ وداعالوامع روشنتر از لوائح است و به آن سرعت زوال نمىيابد بلكه اندكى باقى مىماند ، امّا طوالع هم از جهت روشناى قوىتر و هم از جهت دوام باقىتر است ( ماخوذ از رسالهء قشيريه ص 40 ) .
( الف ) به منزلهء سكر
( ب ) سع ، غح مظ ( ما ) ندارد
( ج ) سع ، غح مظ - دور
( 152 ) الطّوارق : - واردى بدل به بشارت يا به زجر اندر مناجات شب ( تاريخ تصوف در اسلام ج 1 ص 650 بحوالهء حضرت على هجريرى رحمة اللّه عليه ) .
( 153 ) البوارق : جمع بارقه ، روشناى از جانب خداوند كه بسرعت خاموش مىشود و اين از اوائل كشف است ( تعريفات ص 43 ) .
( 154 ) اصلا بواده است و بواده عبارت است از آنچه بطور ناگهانى از غيب بقلب برسد خواه موجب فرح باشد و خواه موجب اندوه ( اصطلاحات از ابن العربى ر ح طبع بيروت 1969 م منسلكه تعريفات جرجانى ، ص 291 )