قبض و بسط است و هى حالان يشبهان من الخوف و الرّجاء ، امّا بعضى گويند القبض يتولّد من الخوف و البسط يتولّد من الرّجاء و در كشف المحجوب آورده است كه قبض و بسط دو حالتاند از احوال كه تكلّف بنده از آن ساقط است چنان كه آمدنش بكسبى « الف » نباشد و رفتن نه بجهدى كه خداوند گفت عزّ و جل
" وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ "
« ب » پس چون قبض عبارت است از قبض قلوب اندر حالت حجاب و بسط عبارت است از بسط قلوب اندر حالت كشف و اين هر دو از حق است بىتكلّف بنده و قبض اندر روزگار عارفان چون خوف باشد اندر روزگار مريدان و بسط اندر روزگار عارفان چون رجاء باشد اندر روزگار مريدان - بقول اين گروه كه قبض و بسط را اندرين معنى حمل كنند و از مشايخ گروهى برانند كه رتبت قبض رفيعتر است از رتبت بسط بر دو معنى يكى آنكه ذكرش مقدم است اندر كتاب و ديگر آنكه اندر قبض گذارش « ج » و قهر است و اندر بسط نوازش و لطف است و لا محاله گذارش « د » بشريت و قهر نفس فاضلتر است از پرورش آنكه آن حجاب اعظم است و گروهى بر آنند كه رتبت بسط رفيعتر است از رتبت قبض از آنچه تقديم ذكر آن در كتاب علامت تقديم فضل مؤخر است بر آنچه عرف عرب آنست كه اندر ذكر مقدم دارند چيزى را كه اندر فضل مؤخر بود چنانچه خداى تعالى عزّ و جل گفت
" وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ "
« ه » و بعضى برآنند كه قبض و بسط هر دو بيك معنى است كه از حق به بنده پيدااند ، چون آن بر دل نشان كند يا سر بدان مسرور شود و نفس مقهور و يا سر مقهور شود و نفس مسرور چنانچه بايزيد رحمة اللّه عليه گفت كه قبض القلوب فى بسط النّفوس و بسط القلوب فى قبض النّفوس ، پس نفس مقبوض از خلل محفوظ - ببايد دانست كه يكى از اصطلاحات اين علم علم اليقين است و عين اليقين و حق اليقين است ، فعلم اليقين ما كان من طريق النّظر و الاستدلال و عين اليقين ما كان
هامش
( الف ) سع ، غح - به كسى
( ب ) البقرة 245
( ج ) ،
( د ) گدازش ( كشف المحجوب كه ماخذ اين اقتباس است ) .
( ه ) فاطر 32