فى انفصاله و انفصاله فى اتّصاله " يعنى اتّصال با خدا در انفصال وجود خود انفصال خدا در اتّصال وجود خود .
اصطلاحات تصوف
در سلك سلوك شيخ ابو تراب نخشبى قدس اللّه سره آورده است كه بر اصحاب دقائق و ارباب حقائق مخفى نيست كه هر علمى را اصطلاحات است تا كسى را بر اصطلاح آن علم اطلاع كلّى نباشد او ضابط حقائق و مالك دقائق آن علم نتواند شد - اكنون بدانكه يكى از اصطلاحات اين علم طريقت توبه است كه التوبة اصل « 146 » كل مقام و مفتاح كل حال و هى اول المقامات فى مشابهة الارض للبناء فمن لا ارض له لا بناء له و من لا توبة له لا حال له و لا مقام له - ببايد دانست كه يكى از اصطلاحات اين علم مقام « 147 » است بفتح ميم و مقام كل واحد موضع اقامة ذلك المقام و يسمّى مقاما لثبوته و استقراره و قد يكون له مقام - ببايد دانست كه
هامش
( 146 ) توبه : - صوفيه توبه را به اين شكل تعريف كردهاند كه بيدارى روح است از غفلت بهطورىكه گناهكار از راههاى ناصوابى كه مىپيمايد خبردار مىشود و از گذشتهء بد خود منزجر مىگردد ولى فقط تذكر و تنبه كافى نيست كه تائب شمرده شود مگر آنكه تائب به كلى آن معصيت يا معاصى را كه مرتكب بوده يا متذكر شده " رها نمايد - حضرت جنيد بغدادى ( رح ) گفته است " توبه را سه معنى است اول ندامت ، دوم عزم به ترك معاودت ، سوم خود را پاك كردن از مظالم و خصومت " و ذو النّون مصرى ( رح ) گفته " توبهء عوام از گناه است و توبه خواص از غفلت " ( تاريخ تصوف در اسلام ج 1 ص 222 ) .عاميان از گناه توبه كنند * عارفان از عبادت استغفار( سعدى شيرازى )
( 147 ) مقام عبارت است از اقامت طالب بر اداء حقوق مطلوب بشدت اجتهاد و صحت نيت وى و هريكى را از مريدان حق مقامى است كه اندر ابتداء درگاه طلبشان را سبب آن بوده است و هرچند كه طالب از هر مقام بهره مىيابد و بهر يكى گذرى مىكند قرارش بر يكى از آن جمله مىباشد از آنچه مقام ارادت از تركيب جبلّت باشد نه معاملت " ( كشف المحجوب ص 323 ) مصنف كتاب اللّمع فى التّصوف شيخ ابو النّصر السّراج ( متوفى 378 ه ) مقامات را هفت شمرده است به اين ترتيب توبه ، ورع زهد ، فقر ، صبر ، توكّل ، رضا ( تاريخ تصوف ج 1 ص 210 ) .