تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
ز بهر كشتن خود دست و پا زدم بسيار * ولى بكوشش خود سرخ‌روى نتوان شد
قربانى فانيان حضرت عزت سبحانه و تعالى اينكه نفس امّاره را در قربانگاه مخالف هوا بر رسن اوامر و نواهى دست و پاى تصرف بربندى و به كار قطع طمع سر انانيت او بردارى و بدم نصيحت درو دمى و او را از پوست نبت امارگى بيرون آرى و بتيغ « الف » مجاعت شكم آز و شرهش را « ب » چاك كنى و مفاصل و مواصل او را كه با شيطان پيوسته است به خنجر مجاهدت بند از بند جدا كنى و در ديگ رياضت اندازى و آب طهارت بر وى ريزى ، آنگاه هيزم محنت در ديگدان محبت نهى و آتش فتنه در وى زنى و در زير ديگ رياضت برافروزى و ديگر اقرار از كار با وى قرين كنى و آن را بجوشش شوق و ذوق پخته كنى و سرپوش خاموشى بر وى نهى و كفك هستى و غدود هواپرستى در حين جوش هستى از وى براندازى و نمك محبت و زعفران موت با پياز نياز و گرم داروى كرم و دارچينى مسكينى و نخود بيخودى با مشك و گلاب صدق و محبت در وى تعبيه كنى ، آنگاه نان ايمان را در تنور احسان با آتش عرفان بپزى و نمكدان دل از نمك محبت پر سازى و سبزى طاعت و سركهء زهد بر خوان استطاعت مهيا كنى ، آنگاه از جلاب شراب ناب ديده در پاتلى حدقهء چاشنى پالوده ترتيب كنى و به نشست « ج » ترك ناشايسته آن را بقوام آنگاه بزعفران خوف و بوستان رجا و مغز نغز تجريد و خشخاش قلاشى تفريد و گلاب رياضت و مشك عشق آراسته كنى و بر طبق اخلاص بر خوان اختصاص نهى ، آنگاه مهمانان ارادت غيبى و صادران و واردان لاريبى را در خانه وجود بر سر خوان شهود بنشانى و اين غذاى روحانى را طعمهء اين مسافران عالم ربانى گردانى ، معنى ازين مسكين تلقى نتوانى ، از استادان فنا فى اللّه به صدر بارگاه بقاء اللّه تلقى « د » توانى ، ابيات ،
هامش
( الف ) سع ، غح - تيغ ( ب ) شره ( بفتح شين و كسر راء ) - حرص ( ج ) سع ، غح ، مظ - نشتى ( د ) سع ، غح مظ - ترقى