جمع كرد كه براى من حرزى پيدا كنيد كه احتياج من بقلعه نباشد - آوردهاند كه تمام عالمان متفق شدند بر اين اسماء كه هركه اين اسماء را هر روز بخواند هفت « الف » بار او را احتياج به قلعه نباشد و حق تعالى فرمان دهد هشتاد هزار فرشتگان را تا چهل هزار در روز و چهل هزار در شب نگاه دارد - بعد از آن ذو القرنين قلعه راست نمىكرد اسماء اينست " صبرصا ابرصا سعرصا " « ب » ديگر در رشحات آورده است " مىفرمودند كه كشف قبور آنست كه روح صاحب قبر متمثل مىشود به صورت مناسب از صورت آن « ج » و صاحب كشف وى را در آن صورت به ديدهء بصيرت مشاهده مىكند ، اما چون شيطان را قوت تمثل و تشكل به صورت و « د » اشكال مختلفه مىباشد ازآنجهت خواجگان قدس اللّه اسرارهم ازين كشف اعتبار نگرفتهاند و طريقهء ايشان در زيارت اصحاب قبور آنست كه چون بر سر قبر عزيزى رسند خود را از همه نسبتها و كيفيتها تهى « ه » سازند و منتظر نشينند تا چه نسبت درو ظاهر مىشود ، از آن نسبت حال صاحب قبر معلوم كنند - طريق ايشان در صحبت مردم بيگانه هم برين وجه است كه هركه پيش ايشان نشيند به باطن خود نظر كند هرچه بعد از آمدن آنكس ظاهر شود دانند كه آن نسبت از آن اوست و ايشان را دخلى نيست ، بحسب آن نسبت با وى زندگانى كنند از لطف و قهر ، و حضرت شيخ محيى الدّين ابن عربى قدس اللّه سره اين را تجلى مقابل مى « و » گفتند و ظهور اين معنى به واسطهء كمال جلا و صفا است كه باطن منوّر ايشان را حاصل است و آينه حقيقت ايشان را نقوش كونيه پاك و صاف شده است و بسبب كمال محاذات به آن ذات بىكم و كيف دارد چرا « ز » تجلى ذات درو هيچ نماند و هرگاه كه وى را كه طبع باز گذارند غير آن امر بىكيف هيچچيز ديگر در وى ظاهر نخواهد شد - پس هرچه در آن آئينه پيدا خواهد آمد از آن او نخواهد بود بلكه به واسطهء تقابل شخصى خواهد بود كه در وى منعكس گشت « ج * » ديگر در
هامش
( الف ) سع ، غح ( بار ) ندارد
( ب ) غح ، عر - صعرصا
( ج ) مثالى ( رشحات ج 2 ص 468 كه ماخذ اقتباس است )
( د ) سع ، غح ( به صورت ) ندارد
( ه ) سع ، غح ( تهى ) ندارد
( و ) سع - مقابله
( ز ) جز ( رشحات ج 2 ص 468 )
( ج * ) ر ك به رشحات عين الحيات ج 2 ص 468 - 469 )