تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
روزى چون باز براى تعبير آمد حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم را نيافت ، ابو بكر و عمر ( رضى اللّه عنهما ) را احوال باز نمود ، ايشان گفتند كه شوهرت خواهد مرد ، بعد ساعتى « الف » خواب را بر رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم عرض كرد ، حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود مگر به كسى گفته باشى ، گفت آرى اما تعبير چنان كردند ، حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم فرمود فهو كما قيل يعنى خواهد شوهر تو مرد - و ايضا آورده‌اند كه شخصى على الصّباح خواب را بزن خود باز نمود كه تمام دريا را من فرود بردم و بخوردم ، زنش دانا بود ، گفت به غير از عالم به كسى مگوى و زن بجانب عالم روان شد - مردى هاذل « ب » و بدبخت در پيش آمد و گفت بكجا مىروى ؟ هرچند ممانعت كرد نىايستاد ، گفت تا مقصودها نگوى نخواهم گذاشت - زن ناچار شد كه شوهر من خواب ديده است بعالم بگويم ، گفت آن خواب را به من بگوى و من تعبير آن خواهم گفت « ج » گفت ، خواب را به دو نمود ، آن‌كس در حال گفت كه شكم او خواهد تركيد - چون آن زن در پيش عالم شد ، واقعه باز نمود ، گفت " اگرچه خوب بود اما تعبير آن همچنين گشت " - چون به خانه آمده شوهرش تركيده بود - خواجه على يحيى ( رح ) گفت كه شبى حضرت رسول عليه الصّلاة و السّلام را بخواب ديدم كه مسجد زاهدآباد را عمارت مىكرد ، چون چشم من بر حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم افتاد ديدم كه در محراب نشسته است ، گفتم يا رسول اللّه ! آن چيز كه مىگويند كه ديو خود را به شكل تو نمىتواند نمود راست است ؟ گفت هست ، بعد از آن شيخ را ديدم همان‌جا نشست و اين سخن مىگويد - تعجب كردم كه درين زمان پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بود اكنون شيخ است آوازى شنيدم كه او ماست و ما اويم ، چندين تعجب نيست ؟ نقل از خلاصة المقامات احمد جام اما نزديك اهل تصوف خواب ديدن بر چهار نوع است برابر عناصر اربعه زيراكه تولد خواب از عناصر اربعه است چون خاك و باد و آتش ، ايشان در پاك كردن هريكى از عناصر سعى بليغ مىنمايند -
هامش
( الف ) عر - بعد از گذشتن يك ساعت ( ب ) هزال با تشديد بمعنى بسيار شوخ و بيهوده‌گو ( ج ) سع ، مظ - نخواهم