تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
آنست كه ميان خواب و بيدارى چيزى بيند آن است كه چون حواس كلى از كار افتد چيزى در خيال آيد و اين چند گونه است يكى اضغاث احلام يعنى بيهوده خواب كه نفس به واسطهء خيال ادراك كند و وساوس نفسانى و هواى جنس شيطانى و اين از القاى نفس و شيطان بود و خيال او را نقش‌بندى مناسب كند و اين را تعبير نباشد ازين استعاذه واجب بود و با كسى نگويد و ديگر رؤياى مصالح مؤمن يا ولى يا نبى رواست باز خواند چنانچه خواب خليل الرّحمن عليه السّلام و اين از نمايش حق تعالى بود و ديگر رؤياى صادق كه راست باز خواند يا تاويلى راست دارد چنانچه ملك مصر و زندانيان را افتاد و اين از نمايش روح باشد و فائده در خواب آنست كه سالك بر احوال خود اطلاع يابد ، اگر صفات ذميمه انسانى غالب بود هريك در صورت حيوان نقش بندد ، حرص در صورت مور و موش و مثل آن و بخل در صورت سگ و بوزنه و مثل آن و حقد در صورت مار و كبر در صورت پلنگ و خشم در صورت يوز و بهيمى در صورت گوسفند و شهوت در صورت درازگوش و حسد « الف » در صورت سباع و فريب و حيله در صورت روباه و خرگوش و شغال و اگر اين‌ها را بر خود غالب بيند داند كه اين صفات غالب‌اند و اگر مسخر بيند داند كه وى بر آنها غالب و اگر آنها را مىكشد و قهر مىكند داند كه از اين‌ها مىگريزد و اگر تغير و تبديل مىدهد و اگر كشاكش است از زخم ايمن نباشد و اگر آب صاف روان چشمها و حوضها و درياها و سبزيها و باغها و قصرها و جواهر و ماه و ستاره و آسمان بيند اين هم در صورت و صفات و مقامات دل است و اگر ايوان بىنهايت و عالم‌هاى نامتناهى و طيران و عروج و طى رفتن بر هوا بيند اين صفات روحانى و نمايشهاى روح است و اگر مطالع ملكوت و مشاهدهء ملائكه و هواتف و عرض جنت و سقر و فلك و عرش بيند در سلوك صفات ملكى است و حصول اوصاف حميده و بايد كه تعبير از عالم صالح خواهد نه از جاهل و زن در خواب دروغ نگويد كه زيان است و فى الحديث " اصدق
هامش
( الف ) سع ، سغ ، مظ ( حسد ) ندارد