مسعود ( رض ) بر پاى خاست و گفت " يا رسول اللّه ! در شب خوابى ديدم عجيب ، تعبيرم فرماى " گفت " چسان ديدى ؟ " گفت " ديدم كه ستارهاى از آسمان بر زمين فرود آمد ، از نور آن ستاره تمام عالم منوّر شد ، " رسول عليه السّلام متفكّر شد ، جبرائيل امين ( ع ) بفرمان « الف » رب الجليل در رسيده و بفرمان ربّ العلمين گفت " اى رسول اولين و آخرين ! تعبير اين « ب » خواب مسعود اينست كه بعد از رحلت تو بدار البقا بهشتاد سال و هفت « ج » روز شخصى بيرون آيد از كوفه و كنيت او ابو حنيفه ( رح ) بود ، همه دنيا بنور علم او منوّر گردد و سنتهاى ترا بكمال رساند " - رسول عليه السّلام خوشدل شد و انس بن مالك ( رح ) را پيش خود خواند و قدرى آب از دهن خود بر كام وى ريخت « د » و او را گفت كه ترا عمر دراز خواهد شد و تو ابو حنيفه را خواهى ديد ، سلام من بر وى برسان و بگو كه عطاى تحفهء محمد صلى اللّه عليه و آله و سلم ترا مبارك باد و خرما كه در دست داشت در حرير كرد و به عبد اللّه بن مسعود ( رض ) داد ، گفت دست بدست تو اين خرما بكسان برسان تا ابو حنيفه را رساند - چون رسول عليه السّلام بدار آخرت خراميد عبد اللّه بن مسعود ( رض ) امانت را نگهداشت تا آخر عمر خود آنگاه بشاگرد خود علقمه ( رح ) داد و قصه آن بگفت ، چون علقمه ( رح ) را وفات نزديك آمد بشاگردان خود يزيد ( رح ) داد و قصهء آن بگفت ، چون يزيد ( رح ) را وفات نزديك آمد بشاگرد خود ابراهيم ( رح ) داد و قصهء آن بگفت ، چون ابراهيم را وفات نزديك آمد بشاگرد خود حماد داد و قصهء آن بگفت و درين وقت ابو حنيفه ( رح ) هفتساله بود و شاگردى حماد ( رح ) مىكرد و هشتاد سال در « 130 » شاگردى حماد ( رح )
هامش
( الف ) سع - فرمان
( ب ) قياسا تعبير خواب ابن مسعود ( رضى اللّه عنه ) "
( ج ) هشت ( ارشاد الطالبين ص 399 )
( د ) سع - يخ بست
( 130 ) اين درست نيست زيراكه امام ابو حنيفه ( رح ) ( ولادت سال 80 ه ) در هفتسالگى شاگردى حماد مىكرد و حماد بقول مولانا شبلى نعمانى و ابو زهره در سال 120 ه وفات يافت ( سيرة النّعمان ص 43 ) - ازينرو ممكن نيست كه امام اعظم هشتاد سال در شاگردى حماد بوده باشد بلكه مولانا شبلى مىگويد كه امام ابو حنيفه گويد كه تا دو سال در حلقهء درس حماد مىبودم ( سيره النّعمان ص 42 ) - محمد ابو زهره گويد كه امام ابو حنيفه هجده سال در شاگردى حماد ( رح ) مىبود ( ابو حنيفه ص 66 )