به آسمان و آفتاب تيز نگريستم و در روايت نديده بودم كه حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم هرگز به آسمان و آفتاب تيز نگريست زيراكه هر دو مؤنث معنوىاند و در برهنه آورده است كه روزى امام اعظم را با محمد « الف » بن حسن بن على رضى اللّه عنهم ملاقات شد ، فرمود توى كه مخالفت حديث جد من كنى بقياس ، امام گفت " معاذ اللّه ! بنشين كه ترا حرمتى است چون حرمت جد تو ، وى بنشست و امام پيش او به دو زانو باادب بنشست و گفت مرد ضعيفتر است يا زن ؟ فرمود زن ، گفت حصهء او از ميراث چند است ؟ فرمود نصف از مرد ، گفت اگر بقياس مىگفتم حكم برعكس اين مىكردم ، باز گفت نماز فاضلتر است يا روزه ؟ فرمود نماز ، گفت گر بقياس مىگفتم بر زن قضاى نماز بود نه روزه باز گفت بول پليدتر است يا نطفه ؟ فرمود بول ، گفت اگر به قياس گفتم غسل از آن بودى نه ازين ، معاذ اللّه كه من مخالفت حديث كنم بلكه خادم اويم ، آنگاه امام برخاست و امام را در كنار گرفت و بر روى مبارك او بوسه داد و در اول امام را از براى آن سخت گفت كه حساد چنان شنوانيده بودند و هكذا كلّ ذى نعمت محسود لكل فى خيرات الحسنات « ب » - اسد بن عمر رضى اللّه عنهما كه از اجله تلاميذ امام است گفت امام چهل سال بوضو نماز خفتن نماز بامداد گذارد و تمامى قرآن را در يك ركعت مىخواند « 131 » و آواز گريهء او همسايهها مى
هامش
( الف ) ملاقات مذكورهء متن امام اعظم را با امام محمد باقر كه محمد بن على ( زين العابدين ) بن حسين ( رضى اللّه عنهم ) است ، اتفاق افتاده بود - ( سيره النّعمان ص 57 )
( ب ) - كل ذى نعمة محسود ، نقل فى خيرات الحسان ( خيرات الحسان تاليف علامه حافظ ابن حجر عسقلانى است )
( 131 ) شيخ نصير الدّين بيناى مىگويد " او را از جهت كثرت قيام " وتد " ( يعنى ميخ ) مىگفتند - گويند كه بعد از وفات امام اعظم دخترى از پدر پرسيد اى بابا ! آن ستون چه شد ؟ گفت آن ستون نبود ، امام المسلمين بود ( فتاوى برهنه طبع نولكشور لكهنؤ 1874 م ص 552 ) - روايات دربارهء قيام ليل و تهجد و تعبد امام ابو حنيفه ( رح ) به درجهء تواتر رسيده و براى يك فقيه و مجتهد اينگونه رياضات ناگزير است زيراكه " و الّذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا " راههاى هدايت و راهنماى براى آنها گشاده مىشود كه درين راه جدوجهد مىكنند ، روىهمرفته كمال و فضيلت امام اعظم منحصر بر اينگونه مجاهداتى كه به سرحد رهبانيت مىرسد ، نبود بلكه اصل كمال وى خدمات مجتهدانهء وى بود زيراكه او شخصى بود كه پيشتر از همه تدوين و تبويت فقه خويش كرد " كان مذهب الامام ابى حنيفه اول المذاهب المدوّنه " ( رد المختار ج 1 ص 42 ) و از امام شافعى ( رح ) منقولست " من اراد آن يتبّحر فى الفقه فهو عيال على ابى حنيفة انّه من وفق له الفقه و عنه رضى -