عمر فاروق از رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و استاد فضيل ابن عياض و ابراهيم بن ادهم و بشر حافى و داود طاى رحمهم اللّه و يحيى معاذ ( رح ) گويد كه رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم را در خواب ديدم ، گفتم يا رسول اللّه ! اين اطلبك يعنى كجا جويم ترا ؟ قال " عند علم ابى حنيفه " « الف » خواجه محمد پارسا ( رح ) در فصول نوشتهاند كه وجود امام اعظم رضى اللّه عنه بزرگترين معجزات پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم بعد از نزول قرآن و مذهب او مذهبى است كه عيسى عليه و السّلام بعد از نزول چهار « ب » سال موافقت آن مذهب خواهد كرد « 126 » گويند كه آخر بار بطواف كعبه رفتند ، شبى بر پاى ايستاده نصف قرآن بر يك پاى و نصف ديگر بر ديگر ختم نمودند و گفتند " ما عرفناك حقّ معرفتك و ما عبدناك حقّ عبادتك " هاتفى آواز داد كه ابو حنيفه ! شناختى مرا آنكه حق شناختن بود و عبادت كردى ما را آنچه حق عبادت كردن است ، پس آمرزيديم ترا با تابعان تو « ج » و در تذكره الاولياء شيخ فريد الدّين عطار ( رح ) آورده است كه امام ابو حنيفه به روضهء مصطفى صلى اللّه عليه
هامش
( الف ) رجوع كنيد به كشف المحجوب ص 86
( ب ) چهل سال ( رجوع كنيد به تفسير ابن كثير سورهء النّسا : 157 - 158 ، و حيات عيسى مؤلفه مولانا محمد ادريس كاندهلوى طبع ادارهء اسلاميات لاهور 1977 م ص 120 ) .
( ج ) رجوع كنيد به تنوير الابصار متن رد المختار ج 1 ص 39
( 126 ) اين راى مبنى بر متابعت و موافقت اهل الكشف است چنانچه امام ابو الحسن شعرانى مىگويد كه وقتى كه حق تعالى بر من احسان كرد و حقيقت شريعت بر من مكشوف گردانيد همه مذاهب را متصل يكديگر ديدم و مذاهب اربعه ( حنفيه ، مالكيه ، شافعيه ، حنبليه ) را در صورت جداول اربعه ديدم كه درازترين همه جدول امام ابو حنيفه ( رح ) بود و بعد از آن قريب به آن بالتّرتيب جدول امام مالك ، امام شافعى و امام احمد بود و جدول امام داود كوتاهترين آنها بود كه در قرن پنجم هجرى منقرض شد ، پس به ذريعهء اين جدولها تاويل درازى و كوتاهى مدت اين مذاهبها كرده شد و چنان كه مذهب امام ابو حنيفه اولين مذاهب مدوّنه بود ، همچنين از روى انقراض آخرين مذاهب خواهد بود ( ميزان الكبرى طبع مصر 1279 ه ص 59 ) ولى مؤلف مرحوم ( شيخ محمد شعيب ) هيچ دليلى درينباره نياورده كه عيسى عليه السّلام متابعت مسلك حنفيه خواهد كرد چنان كه حافظ جلال الدّين سيوطى اين راى را باطل گردانيده مىگويد كه دربارهء يك نبى چطور گمان مىتوان كرد كه وى تقليد از مجتهد خواهد كرد در صورتى كه يك مجتهد را تقليد از ديگران جائز نيست ، عيسى عليه السّلام هم اجتهاد خواهد كرد يا بر آنكه قبل ازين از شريعت ما بوى تعليم كرده شده يا بر آنكه بوى در آسمان تعليم كرده يا اينكه در قرآن نظر كرده و تفهّم احكام كرده چنان كه پيغمبر عليه الصّلاة و السّلام تفهم و استنباط مىكرد - انتهى كلامه - و علامه سبكى رحمة اللّه عليه بر آخرين اقتصار نمودهاند - ( رد المختار ج 1 ص 42 ) .