تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
ثابت « 123 » بن عبد اللّه بن طاوس بن هرمز و كان الهرمز ملكا ببغداد اسلم على يد عمر بن الخطاب رضى اللّه تعالى عنه و اين هرمز ديگر است و آن هرمز كه پسر نوشيروان است ديگر ، زيراكه از تواريخ ايشان معلوم شده است كه نوشيروان در سال هشتم تولد آن حضرت صلى اللّه عليه و آله و سلم مرد و مملكت خود به پسر خود كه هرمز بود سپرده و در سال نوزدهم هرمز را قتل كردند و هم درين سال خسرو پرويز را كه پسر هرمز است باستقلال بر تخت سلطنت نشانيدند كذا فى معارج النّبوة و آن هرمز كه جد حضرت امام اعظم ( رح ) بود بدست عمر بن الخطاب ( رض ) مسلمان شده بود و از قبيلهء شيبانىاند و آن هرمز كه پسر نوشيروان بود از قبيلهء ساسانيان بود كه هر دو قبيله از عجم بودند و حضرت امام ( رح ) از تابعين‌اند و امام اول از ائمه اربعه و با امام جعفر صادق رضى اللّه تعالى عنه صحبت داشته‌اند و هفت كس از اصحاب كبار رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم را ديده‌اند و علم از آنها گرفته‌اند « 124 » يكى انس بن مالك و عبد اللّه بن جزء الزّبيدى و جابر بن عبد اللّه و عبد اللّه بن ابى اوفى و
هامش
( 123 ) اينجا روايت رشحات درست ننوشته است اغلبا از روى سهو كاتب است زيراكه عبد اللّه جد امام محمد بن حسن شيباني ( رح ) بود نه كه جد امام ابو حنيفه ( رح ) ، روايت صحيحه در نسخه مطبوعه رشحات ج 1 ص 234 اين‌طور مسطور است " محمد بن ( حسن ) بن عبد اللّه بن طاوس بن هرمز الشيبانى و كان هرمز ملكا ببغداد اسلم على يدى عمر بن الخطاب ( رض ) و ابو حنيفه نعمان بن ثابت بن طاوس بن هرمز " مورخ ابن خلكان رقمطراز است " ابو حنيفه النعمان بن ثابت بن زوطى بن ماه و زوطى را با پيش زاء و فتح طاء در آخر ياى مكسوره ضبط كرده است ولى نبيرهء اما اعظم اسماعيل نسب‌نامه خويش چنين نوشته است اسماعيل بن حماد بن النعمان بن ثابت بن النعمان بن المرزبان " ( وفيات الاعيان ج 5 ص 405 ) علامه شبلى خيال مىكند كه چون زوطى مسلمان شده باشد نام ايشان نعمان داشته شده باشد ، ازين رو اسماعيل ذكر ايشان با نام اسلامى كرده است خطيب بغدادى مىگويد " كان حنيفه اسمه عتيك بن زوطره فسمى نفسه النعمان و اباه ثابتا " ( تاريخ بغداد ج 13 ص 325 ) ولى بقولى مولانا بدر عالم رفيق ندوة المصنفين دهلى راوى اين روايت " الساجي " مختلف فيه است ، بدين وجه اين روايت مشكوك است ( ترجمان السنه طبع دوم دهلى 1377 ه / 1958 م ج 1 ص 220 ) . ( 124 ) محققين اسلام درين‌باره مختلف الرّاى بوده‌اند كه آيا امام ابو حنيفه ( رح ) بعضى از صحابه ( رض ) را ديده و از آنان سماعت و روايت حديث كرده‌اند يا فقط بديدار بعضى و درك زمانهء بعضى ديگر مشرف شده‌اند - علامه عينى ( رح ) قائل سماعت حديث از صحابه است ( رد المختار مصنفه محمد امين المعروف به ابن عابدين الشّامى طبع اول كوئثه 1399 ه 1 ص 49 ) - بعضى ديگر نيز احاديثى چند بروايت امام موصوف نقل كرده‌اند ( رجوع كنيد به رد المختار ج 1 ص 48 ) در تنوير -