تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
عذاب كرده شويم و ببركت ايمان بگذريم ، « الف » شمعون گفت من نيز مدت هفتاد سال عبادت آتش كرده‌ام ، مرا نخواهد سوخت ، امام آتش را طلب كرد و دست خود در آتش كرد ، امام گفت تو نيز دست خود درين آتش كن كه ترا سوزد يا نه ، شمعون قبول نكرد ، امام گفت من عبادت اللّه تعالى كرده‌ام ، از آتش نمىترسم و تو عبادت آتش كرده‌اى از وى مىترسى شمعون گفت ايمان آرم بسه شرط اگر ضامن شوي ، اول نابودن عذاب قبر ، دويم رسيدن به بهشت ، سيم ديدار بارى تعالي ، امام گفت قبول كردم ، گفت نوشته به من ده تا در گور خود برم ، همچنان كرد ، شمعون مسلمان شد ، بعد از دفن كردن امام بغايتى دلگير شد كه كار بد كرده‌ام ، بدرگاه لم‌يزل ضمانيت نوشته فرستادم - از كثرت غم و اندوه در خواب رفت ، ديد كه شمعون خلعتهاى بهشت پوشيده در بهشت مىخرامد امام گفت چوني ؟ گفت چنان كه بيني ، گفت خداى تعالى به تو چه كرد ؟ گفت از بركت ايمان و ضمانيت شما عذاب قبر نكرد و از دوزخ نيز خلاص شدم و بجنت رسيدم و وعده ديدار كرد و تو الحال از ضمانيت خلاص شدى ، نوشتهء خود را بگير . امام چون بيدار شد نوشته در دست‌يافت و به طرف ديگر نوشته بود " نجاك اللّه كما نجيتنى من الهمّ و الغمّ " « ب » ولادت ايشان در سال بيست و يك هجرى بود و مدت عمر شريف ايشان هشتاد « ج » و نه سال و وفات ايشان پنجم رجب سال يك‌صد و ده هجرى و قبر ايشان در بصره كه سابق آباد بود نزديك بصره كه الحال آباد است واقع است . از على كرم اللّه وجهه ، از رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلم و على سائر الانبياء و المرسلين و على من تابعهم اجمعين و سلم تسليما كثيرا كثيرا ، برحمتك يا ارحم الرحمين .

[ نسبت سلسلة قادرية چهارم ]

و آخوند محمد صديق بشوانرى كه مرشد مرشد اين فقير كاتب حروف بود اجازت از سه جانب گرفته است يكى از آخوند محمد شاه سدومى ( رح ) و ديگر از آخوند
هامش
( الف ) غح ، عر - بگور در امان باشيم ( ب ) رجوع كنيد به ارشاد الطّالبين ص 361 - 362 ( ج ) غح ، عر ، مظ - هفتاد ( درست نيست )