نه در بحر غفلت غرق شدند و يكى باقى ماند ، بعد از آن حجاب هستى را كشف كردم ، آن يك جز ، ده جز ، شدند ، نه در بحر هستى « الف » غرق شدند يكى باقى ماند ، آنگاه نداى كرم آمد كه يا عبادى ! دنيا بر شما عرض كردم ، ديگران ميل كردند و شما نكرديد ، بهشت را بياراستم ، التفات ننموديد ، محبت « ب » خود را عرض كردم ، نگريختيد و در تحمل باز قدم استوار داشتيد و بلاهاى مرا بدل و جان اختيار كرديد ، اكنون مقصود شما و مطلوب شما كيست ؟ گفتند مقصود و مطلوب ما توى " . وفات ايشان بامداد سهشنبه سيم ماه رمضان سال دوصد و پنجاه و سه هجرى بود و قبر ايشان در شونيز بغداد است .
[ شيخ معروف كرخى قدس اللّه سره ]
از حضرت شيخ معروف كرخى قدس الله سره : كنيت ايشان معروف « ج » بن على الكرخى ، والد ايشان بر دين ترسايان بودند و بر دست امام على رضا رضى اللّه عنه « د » مسلمان شدند و در مذهب امام اعظم ( رح ) بودند - حضرت امام مالك ( رح ) را به ايشان كمال عنايت و محبت بود و آنچه يافتند از بركت خدمت اما على رضا رضى اللّه عنه بود و دربانى امام كرده و وفات ايشان در دوم محرم سال دوصد هجري بود و قبر وى در بغداد است .
[ شيخ داود طائى قدس اللّه سره ]
از حضرت داود طاى قدس الله سره : كنيت ايشان ابو سليمان است ، شاگرد امام اعظم ( رح ) است ، جامع علوم ظاهري و باطنى و فقيه الفقهاء است و با فضيل ابن عياض و سلطان ابراهيم ابن ادهم ( رحمهما اللّه ) صحبت داشتند و در برهنه آورده است كه صاحبين را بهم اختلاف افتاده وى را حاكم كردندى و چون به نزديك وى آمدندى پشت را بسوى ابو يوسف ( رح ) كردى و روي به طرف محمد ( رح ) و با ابو يوسف سخن نكردى و گفتى استاد ما را تازيانه زدند ، وى حاكمي نگرفت و در
هامش
( الف ) سع ، هيبت
( ب ) قياسا محنت بمعنى بلا و مصيبت چنان كه قبلا ذكر شده است
( ج ) ابو محفوظ ( سفينة الاولياء - خزينة الاولياء - طبقات الكبرى )
( د ) غح ، عر ، مظ - ( رضا ندارد )