تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
سلام مىفرستد لاجرم با وى اين معامله مىكنم ، چنانچه در معارج النّبوة آورده است و حضرت شيخ « الف » مىفرمودند كه هر قوم را تاج است و تاج اين قوم شبلى ( رح ) است و مالكى مذهب بود ، وفات ايشان در شب جمعه بيست و هفتم ذىالحجه سال سيصد و سى و چهار هجرى بود و مدت عمر شريف ايشان هشتاد و هشت سال و قبر وى در بغداد است ، وى را نوشته‌اند جعفر بن يونس .

[ ( شيخ شبلى - از ) شيخ جنيد بغدادى قدس اللّه سره ]

از سيد الطائفه شيخ جنيد بغدادى قدس الله سره : كنيت ايشان ابو القاسم است و لقب وى سيد الطّائفه و طاوس العلماء و قواريرى و زجاج و خراز ، و قواريرى و زجاج از آن گويند كه پدر ايشان كه محمد بن الجنيد ( رح ) باشد آبگينه فروختى والد ايشان از نهاوند است و منشاى سيد طائفه به بغداد بود ، مرجع مشايخ كبار " مطلع سعادت انوار ، بحر حقائق اسرار سلطان طريقت پيشواى اهل حقيقت ، مقتداى جهان و از ائمهء سادات اين قوم بود - با حارث محاسبى و محمد قصاب ( رحمهم اللّه ) صحبت داشته‌اند و رويم و ابو الحسن نورى و شبلى ( رحمهم اللّه ) و غيره و مشايخ اكثر سلسله‌ها نيست به ايشان درست كنند و منسوبان ايشان را جنيديان خوانند ، ازين‌جهت ايشان را سيد الطّائفه و امام ائمه گويند - سخن ايشان در طريقت حجت است و هيچ‌كس از مشايخ متقدمين و متأخرين بر ظاهر و باطن ايشان انگشت نتوانست نهاد و مقبول همه خلق بوده و بناى طريقهء ايشان صحو است برعكس طيفوريان و خواهرزادهء سرى سقطى ( رح ) بود و مريد وى ، روزى از سرى سقطى ( رح ) پرسيدند كه هيچ مريد را درجهء بلندتر از پير باشد ؟ گفت " بلى برهان اين ظاهر است ، جنيد ( رح ) را درجه فوق از درجهء من است " - و در كشف المحجوب آورده است كه اين قول از وى از روى تواضع بود و آنچه گفت به بصيرت گفت و مشهور است كه اندر حال حيات سرى « ب » ( رح ) مريدان جنيد ( رح ) را گفتند كه شيخا !
هامش
( الف ) يعنى شيخ جنيد بغدادى ( رح ) " لكلّ قوم تاج و تاج هذه القوم الشّبلى و لا تنظروا الى ابى بكر بالعين التى ينظر بعضكم الى بعض فانّه عين من عيون اللّه ( مسالك ص ج 1 ص 317 ) ( ب ) غح - پيرى ، عر ، پيرسرى سقطى