تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الاولياء ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بيناى حق بينا است و به شنواى حق شنوا است و در فهم و وهم و در خيال و در خواب و بيدارى جز وجه باقى هيچ طلب نباشد و در هرچه طلب نظر كند همون را بيند و پندارد - بعد از آن حق سبحانه و تعالى بذات پاك تجلّى به او كند تا ببركت آن از آفت حلول و اتحاد و تثبيت و تعطيل خلاص يابد و سرّ
" فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ "
« الف » وى را اشكارا گردد و از بت‌پرستى ما سوى اللّه خلاص يابد و از قهر ايمن شود و به شرف سعادت ابدى بعالم تمكين مشرف شود و تمسّك بعروة الوثقى دين حنيفى « ب » چنان كند كه ديگربار بآفت انقطاع و حرمان مبتلا نشود كه
" فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لَا انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ "
« ج » در آن وقت اين ابيات بر زبان جارى گردد ، غزل :
اى عاشقان مست كجائيد كجائيد ؟ * معشوق درون خانه بيائيد بيائيد اين پردهء پندار شما وهم بوهم است * زين پردهء پندار برآئيد برآئيد تو عاشق و معشوق يكى دان بحقيقت * حقّا كه چنين است بدانيد بدانيد در پردهء پندار چه بدنام بنامى * بىنام‌ونشان باش اگر طالب مائيد اين سر نه هركس بتواند كه بيابد * خوش نكته عزيز است بدانيد بدانيد مجنون‌صفت گر گم نشوى در ره معشوق * هرگز خبر دوست نيابيد نيابيد
هامش
( الف ) محمّد : 19 ( صلى اللّه عليه و سلم ) ( ب ) غح عر ، - مصطفى ( ج ) البقرة 256